@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ آنقدر نیامدی ؛ پاییز هم دلش گرفت ... رنگش پرید ؛ زرد شد ... ولی بدان من اینجا با عاشقانه هایم کوه را به آتش میکشم، هر شب ؛ تا راه را گم نکنی...
@دریا دلدار وقتی پرنده ای را معتاد میکنند تا فالی از قفس بدر آرد و اهدا نماید آن فال را به جویندگان خوشبختی . نا شاهدانه ای به هدیه بگیرد . پرواز...، قصه ی بس ابلهانه ای است از معبر قفس! "نصرت رحمانی"
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .