@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ باران بوی دوری ات را تازه می کند و آغوشِ فاصله باز می شود به تکرار - بی که نفس ات کشیده باشم - می بافد یکی زنجیروار این بی هوایی را ...
رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری #گـُلات رو بفروشی ؟ .............. گفت : بفروشم که چی ؟ .............. تا دیروز می فروختم که با #پولش آبجی مو ببرم #دکتر ؛ #دیشب حالش بد شد و #مُرد ............. با گریه گفت : تو می خواستی #گـُل بخری ؟ ............... گفتم : بخرم که چی ؟ ................... تا دیروز می خریدم برای #عشقم ؛ #امروز فهمیدم باید #فراموشش کنم! ................ #اشکاشو که پاک کرد یه گـل بهم داد و گفت : #بگیر ؛ باید از #نو شروع کرد تو #بدون-عشقت ، من #بدون-خواهرم ............. ................. #گل-فروش
DUN YINE YAPAYALNIZ, DOLASTIM YOLLARDA...YAGMURLARIN ISLATTIGI, BOMBOS SOKAKLARDA.GOZLERIMDE YAS, UNUTMADIM SENI, UNUTAMADIM, UNUTAMADIM, NE OLUR ANLA BENI
دیروز باز هم تک و تنها ، در راهها ( خیابان و کوچه ) گشتم . . . در کوچه های خالی یه خیس شده از باران . در چشمانم اشک ، تو رو فراموش نکردم ، نتونستم فراموش کنم ، نتونستم فراموش کنم ، چی میشه منو درک کن .
سلام.
انشالله #سحر عازم #مشهد-مقدسم و نائب الزیاره شما عزیزان .
از شما میخوام منو حلال کنید ؛ و اگر بدی از ما دیدین به بزرگی خودتون #ببخشید چون قصد جسارت و بی حرمتی به شمارو نداشتم ؛ #خدا-خودش-شاهده ....
و اینکه لطفا به هر قضیه ایی به دید خوب بنگرید نه منفی !!
از طرف #دنبالری-ها حتما #دو-رکعت نماز میخونم.
شما هم برای من دعا کنید ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .