افتاده ام به یاد نگاری که رفته است / دل داده ام به صحبت یاری که رفته است / چیزی نمانده است بجا جز غبار راه / از شوکت و شکوه سواری که رفته است ... !/ [امیر سیاهپوش]
به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم.
خیلی از این “دوست”ها، دوست نیستن.
همکارن، همکلاسین،فامیل دورن،همسایه ن، یه آشنان
”دوست” اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.
اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.
اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی.
اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی.
که اگه دلت گرفت بهش میگی “دلم گریه میخواد!”
اونیه که دستت رو میگیره و میگه “میفهمم”.
که نمیخواد براش توضیح واضحات بدی.
اونیه که سر زده خراب میشی سرش.
نمیگی شاید آمادگی نداشته باشه.چون مهم نیست.نه برای اون نه برای تو.حتی اگر خونه ش خیلی کثیف باشه.یا سرش خیلی شلوغ باشه.چون همیشه برای تو وقت داره.
”دوست” اونیه که همیشه برات گزینهء اوله.
اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.
تحقیرت نمیکنه.
بهت نمیخنده…
بقیه یا همکارن، یا همکلاسین، یا فامیل دورن، یا همسایه، یا یه آشنانه
همه اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن اما معیار دوستی عوض نمیشه.
برای همین یکی که تا دیروز برات “دوست” بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی قدیمی…
بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه “دوست”... و تو #صدف تو این تقریبا 3 سال ثابت کردی از ی دوست هم فراتری ن رنگ عوض کردی و ن ...
یاشا اباجیم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .