نه التماست میکنم ..............نه خیره خیره نگاهت..............فقط آه میکشم و سکوت میکنم ................همین آه برای تمام زندگی ات کافی ست................
خنده ام میگیرد.............از اینکه هنوز به تو فکر میکنم ............خدایا کمکم کن ...........خسته شدم ........وقتی مال من نیست ...........پس چرا تو فکرمه؟
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ از پل نامردان عبور نکن… بگذار تورا آب ببرد! از ترس شیر به روباه پناه نبر…بگذار شیر تورا بخورد! ببر باش و درنده … ولی از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن…
نيازو تو خودم كشتم...
كه هرگز تا نشه پشتم ...
زدم بر چهره ام سيلی ...
كه هرگز وانشه مشتم ...
من آن خنجر به پهلويم ...
كه دردم را نميگويم ...
به زير ضربه هاي غم ...
نيفتد خم به ابرويم ...
مرا اينگونه گر خواهي ...
دلت را آشيانم كن ...
من آن نشكستني هستم ...
بيا و امتحانم كن ...
غرور اي ناجي حرمت ...
تو با من پا به پايي كن ...
به هنگام سقوط من ...
تو در من خودنمايي كن ...
من آن خورشيد زرپوشم ...
كه با ظلمت نمي جوشم ...
بجز آغوش دريا را ...
نمي گيرم در آغوشم ...
من آن ديوان پر بارم ...
كه در خود واژه ها دارم ...
درون دشت انديشه ...
به غير از گل نمي كارم ...
من آن ابر بهارانم ...
كه از خاشاك بيزارم ...
بجز بر چهره گلها ...
نمي گريم نمي بارم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .