♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو را به ستاره ها قسمت می دهم به من بگو که در شب چشمانت چه داری که اینگونه آرامم می کند ؟؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیرینی خاطره هم از آن ِ تو فقط بگذار لحظه ای تو را نفس بکشم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ... دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ... حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ... زخم داشت و ننالید... گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ... حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشق بودم؛ ولی چرا نفهمیدم؟! من عاشق بودم؛ ولی چرا هیچ کس نفهمید؟! کاش حداقل تو فهمیده بودی! همین تو! تویی که این آتش را به پا کردی و رفتی! همین تویی که پشتت به من است و آتشبازی دلخواهت را نمیبینی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این حق من نبود..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا عالیست.باران نم نمک میبارد و صدای بهبه و چهچه همه را درمیآورد!! آدم باید خیلی بی تفاوت و بیاحساس باشد که عکسالعمل نشان ندهد! من از همه ساکتترم.شاید بیشتر از همهی آنها دارم لذت می برم، اما حرفی برای گفتن ندارم. ساکتم؛دارم با تمام وجود لذت میبرم؛اما همچنان غمگینم!! یعنی ممکن است روزی بیاید که این غم نباشد؟! این غمی که نمیدانم از چیست حتی و ریشهاش کجاست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا!من از زندگی الانم خیلی راضیام! بذار همین جوری پیش بره.....تنهای تنها.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی ام دیگر شباهتی به زندگی ندارد. ای کاش دستی از غیب برون آید و برایش کاری بکند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک زمانی که یک نفر خیلی برایم مهم بود، به دلیل محکمی(!) اسمش را گذاشته بودم...بانو.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وهنوز اینجا قلبی ست که میتپد! برای هیچ کس و برای هیچ چیز!! میتپد،چون چارهای جز این ندارد. می تپد،بدون ذرهای تغییر؛ چون کسی یا چیزی نیست که ضربانش را بالا و پایین کند!! میتپد، چون چاره ای جز این ندارد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهایی بودند که دلم میخواست بنویسم و البته فکرم هم به شدت همراهی میکرد. - روزهایی آمدند که فکرم به شدت میخواست بنویسد و فعالیت میکرد ، اما دست دلم همراهی نمیکرد! - و حالا روزهایی آمدهاند که نه دست و دلم به نوشتن میرود و نه فکرم خیال همراهی دارد!! اما این روزها حسرتش دارد کلافه ام میکند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .