♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست مي كشم از روز ناتمام پوشيده در گرد وغبار و چشم مي دوزم به دختران و پسران لاغري كه دست مي كنند داخل سطل آشغال در جستجوي چيزي براي خوردن و روزنامه هاي صبح : "فساد 3 هزار ميليارد توماني!"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزها كه در تنهایی قدم مي زنم ....پاهايم در کنار خزر غمگينند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يادت نرود مرا كوك كني قبل از نواختن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دور و برم باش بگو بخند بازي كن برقص كتاب بخوان ناخن هايت را تميز كن هر كاري خواستي بكن فقط دور وبرم باش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر ليمو و انعكاس چشم هايت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پاي من بيدار مي ماند تا نيمه هاي شب با من چاي مي نوشد موسيقي گوش مي دهد سيگار مي كشد و سرانجام با من زير يك سقف مي خوابد!...تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر ازگاهي فقط صدايم كن از اين كوچه به آن كوچه از اين خانه به آن خانه هر از گاهي فقط صدايم كن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدايت مي كنم آب به تو دل مي بندم و براي هميشه ناپيدا مي شوم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا در يك كفش كرده است دل كوچك من مي خواهد فقط با تو قدم بزند...لعنتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
براي خودت شايد كبريت رها شده در آب باشي اما براي من شعله گرما بخشي با من سخن بگو مانند باران با سفال خانه ها...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .