♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر امتحان استاد ها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم ! در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در ساحل کنار دریا نشسته ای هوای سرد... صدای موج... صدای باد... رقص آتش... هوای انتظار... انتظار... انتظار... سیگاری روشن می کنی و با رقص دودش تا اوج خاطرات می روی... آغوشش را طلب می کنی نمی یابی... صدایش را طلب می کنی نمی شنوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعــــضی وقتا دردت اونقـــــدر شخصی میشه که با خــــودتم حرفــ نــــمی زنی !...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماکه ازهرچیز ترسیدیم سرمان آمد...! بیاتمرین کنیم کمی از"خوشبختی"بترسیم! (حسیـــن پنــــاهــی)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم برای یکنفر تنگ است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یعنی آقای روحانی من رو هم می بینه؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقــدر دلم تمام شدن می خواهـد ... از آن تــمام شدن هایــی که بشــود نقــطه سرِ خط ... و آنگـــاه دیکــته تمــام شـود ! و من دیگــر آغـــاز نشــــوم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .