♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ کس پیامبر ما نیست ما خود پیامبر یکدیگریم به نشانی دل...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش من هم مهمان شما بودم بانو......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم است ديگر نگاره ی نگارگر نگارستان.. خزر مينوازد چشمانت را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وما منتظر معجزه مسیح ..بر دیدن رخ یار.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از برم نشانه هایت را از برم اضلاع نگاهت را اما آه از نسیان این انسان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با هوای توست که بی هوا نفس می کشد این تن نفسم که می آئی و می روی بالله که تمام حواس منی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درست همین حوالی عطر باران و دریا و بهارنارنج کنار خزر آمیخته با هم دست در دست هم نهاده اند که به آئین اردیبهشت هر سال ، روز تولد ایران را باشکوه تر بیارایند و این قصه هر سال در بهـــــــــار من جاریست...!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .