♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ همسایه ای تمام عمر بخاطرمرگ من سیاه نپوشید . غیراز سایه خودم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی پرواز جان می سپارد سقوط جان می گیرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم قلبم را مثل یک میوه رسیده به همه شاخه های درختان آویزان بکنم . از: فروغ فرخزاد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا ما انسان ها به هم وابسته می شویم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
موقعی که به دنیا آمدم یادشان رفت بندنافم را ببرند و بند وصل زندگی را تا نهایت روبه سوی مرگ ونیستی زیرپایم سبز کردند و به بازی روی بندی وا بداشتند . و این بند وجودم کز خودم شد تا ابد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی مادرم رفت در دل گریستیم و تاریکی تا ابد در روح من رخنه کرد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرین به عاشقی ...وقتی یه بازی بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوای موسیقی از هرطرف جاری است . هیکلش سنگین است توی دستش قلبی ست هدیه یک نفر هست ! در شکم جایی نیست بچه می زاید ...اوشعر می گوید... انتظارش تلخ است می کند او ناله آسمان می غرد رگبار می بارد : بچه دنیا آمد...تنهایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دفتری را آورد طبع شعرش گل کرد...سکوت زندگی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خیابان شهر یک صدایی آمد ناله هایی سهمگین از هرطرف برخاست آمبولانسی زوزه زد آژیری هم کشید..من در کما رفته بودم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا شهر عجیبی ست ... شهر تاریکی و فریاد سکوت ! شرح حالش " بدون شرح " است - گفتن و گفتن هم خالی از عیب نیست و نگفتن هم از سر بی لطفی ست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گردنم تیر می کشد موهایم را می کشم از پشت تمام دردها اینجاست ! و نجابت هم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هراس و سوختن توی بایگانی مغز فقط شکلی مجرد از کلمات کوتاهند .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .