♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد ها می آیند و می روند بویت می آید و میرود خاطراتت می آید و ... نمی رود ..! باور کن نمی رود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به تو مدیونم تو به من پرواز آموختی من به تو مدیونم وقتی هوا مساعد نبود وقتی پرواز ها کنسل شده بودند تو به من پرواز آموختی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی ریختم هی ریختم هی ریختم هر چی عشق داشتم به زور ریختم تو حلقت نمی دونستم میخوای همه رو تو صورتم بالا بیاری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوام نمی آورم سردی زمستان امسال را .....باید کوچ کنم.....بهشت زهرا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی حرفا تو دل آدم میمونه اون تو میگنده آدمو به گه میکشه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب خودنمایی میکند...........شهوت عشق.....میان من وتنهایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرین به عاشقی ...وقتی یه بازی بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو یک حادثه ی تکرار شدنی نیستی....بفهم لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی شما ....عاشق شدگان شاد..... دست روزگار در کمین است یکی بود یکی نبود آخر قصه همین است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی رفیق ....آرام آرام رام میکند این لحظات وحشی را ....تک جمله های مهربانانه ات ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان زاده می شود راه می رود و درس می خواند و ازدواج می کند و پیر می شود او می میرد ... .. . افسوس که تمام عمرش یک "حال ساده" است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه میدانی که در دلش چیست آن که زیر باران زانو زده و رو به آسمان زار می زند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو آن دریایی بودی که عشق ساحل کورت کرده بود خواستم از ساحل به تو نزدیکتر باشم غرق شدم ... .. . در دریای عشقت غرق شدم از تشنگی مُردم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .