♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هجوم بادهای سرد زندگی... سردی ِ زندگی..سردی ِ همه چیز...........خانه های سیاه را سوزاند وُ بر خاکسترش مستانه رقصید.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی خواب ... برای ِ فرار از بیداری باشد ... تمام شده ای ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کار به اشک نمی رسد ... از چشم هام بُغض می ریزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها عدالتی که خدا می تواند مدعّی ِ اجرای ِ آن باشد ... مرگ است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ِ آدم هایی مثل ِ من ... مثل ِ گدائی ته ِ یک کوچه ی ِ بُن بست ... فقط اسم بدنامی دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاه کن به من! هنوز هم من را میشناسی؟ تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدیم ها می زدند تا ما برقصیم ... ، الان می زنند ... له ِ مان کنند ... گریه کنیم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای ِ مُردن لازم نیست عزرائیل بیاید ... ، همین که تو نیائی کافی است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فروغ جان ... " ایمان بیاوریم ... " ، تنها درد است که می ماند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نیامدن َت را قبول کرده ام ... بُغض های َم امّا باور نکرده اند ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .