♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در خیال َم تو را در آغوش دارم ... چشم که باز می کنم ... جز التماس چیزی ندارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست َت دارم سرب ِ داغ است ... بگوئی اول خودت را می سوزاند ... ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه را ... سلام را ... این اشک را نگاه نکن ... ، من زمستان َم ... ، خود َم را به بهار زده ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر یعنی ... سکوت زندگی به زبان ِ ساده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرما نبود ِ گرما نیست ... ، نبود ِ توست ...لعنتی ...کاش بفهمی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پائیز یعنی ضیافت ِ رنگ ها ... ، هزینه اش ... ؟! مرگ ِ برگ ها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمی توانید دست ِ کسی را که یک بار دست َ ش را رها کرده اید بگیرید ... ، او تا ابد در حال ِ سقوط در شما ست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی دل َم می خواهد از عشق بنویس َم ... ، عشق دل َ ش اصلن نمی خواهد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی یعنی وقتی دوهزار نفر آدم دارند گوش می کنند ... تو داری به ماه نگاه می کنی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یآس یعنی ... بودن ِ خدا در مقابل ِ نبودن ِ تو هیچ است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن چیز که عشق را تجربه ای ِ حیرت انگیز می کند عمق ِ محبّت ِ نیست ... ، عمق ِ تعهّد است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه هست نشانه ی ِ خدا و هرچه نیست نشانه ی ِ تو ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جاده ی ِ رسیدن ... دست از سر ِ این پاهای ِ خسته بر نمی دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی هزار بار آرزوی ِ زنده گی می کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش تو باید لطفا بیائی لعنتی ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .