♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک ... چکیدن ِ سکوت است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار انسان جمعه ها می میرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شوق ِ دوباره ام ... طفلی ... مُرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در نبرد ِ حقّ و باطل ... انسان اسیر شده ... ، خدا هم شهید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ... مُبهم ترین تعریف ِ دنیائی ... ، مخاطب ِ خاص
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم برگرد َم ... ، آن جا که اوج ... جائی بود که بادبادک َم می رسید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آینه هم ... فاصله ام را با خود َم دو برابر کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطره های َم بد جور درد می کنند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهائی ... مرگی است که هنوز کسی متوجه حضورَ ش نشده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو زنده گی خیلی عادی است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت ... واژه ای است که خیلی بی صدا ... جور ِ اشک را می کشد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نمی دانی ... امّا ... من با خودَم یواشکی نام ِ کوچک ِ تو را صدا می زنم و ... دل َم یک جوری می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مَرد کسی نیست که گریه نکند ... ، مَرد کسی است که به گریه نیاندازد ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .