♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلاتکلیفی سخت ترین کار دنیاست جائی که نمیدونی باید منتظر افتادن یه اتفاق باشی یا فراموش شدنش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نزدیک تر که میشوم یخ میزنم از این همه سردی...کمی مرا ...ها....کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم به حرف نمیرود انگار ....بچه که نیست قول فرداهایش دهم عمل میخواهد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه به خانه میرسم و نه به ارامشش!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیاه بودم، سیاه گفتند ، قو می شوی سفید پس از این ، در فصل بهار...... عمری گذشت ، به امید فو شدن رفت پاییز و زمستان وامد سرانجام بهار حال ،دگر می دانم، که همان کلاغم...سیاه سیاه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردانگی را خوب می فهمند، ...دردها ....احسنت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگ بارید به باغچه .....رویا ی گل امید پر پرشد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .