پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
گرم که میشه ناخودآگاه انگشتت میره سمت دماغت ! اینم شده زندگی ما !
پسرک
یادم نمی آید زندگی ام را کِی و کجا شروع کرده ام
پسرک
معتاد کوچه بغلی نمی دونم منو با کی اشتباه گرفته بود؛ توو اون تاریکی هی نگام میکرد و صدا میزد:" امیر امیر .. " وقتی قیافه سرد من و دید سرشو انداخت پائین راهشو کشید رفت .. مث من!
پسرک
شب ها با آن همه خستگی از روز ؛ وقتی دیر به خانه بر میگشت ، باز هم کسی منتظرش نبود !
پسرک
دیشب سرش را روی بالش که گذاشت؛ تازه از رویا پرید !
پسرک
گاهی وقتا از خودت بدت میاد ! حق داری؛ بذار بدت بیاد ! تاثیر مثبت داره !
پسرک
خدایا به ما صبر بده ؛ جنبه هم بده !
پسرک
رفتی که در خیال تو ماهی شوم !
پسرک
می خواهم از خودم توبه کنم بدون بسم الله !
پسرک
از همیشه ترسناک تر شده ام ! سایه ام با من غریبی میکند ..
پسرک
بازهم کارم شده کپی پیست ! این بار دستانت !
پسرک
مویت پریشان که میشود سر بر سجاده می نهم ! دعایی برایت می کنم ! دلم آرام میگیرد ..
پسرک
من از شوق وصالت میان آتش خانه کردم ... عاقبت زوالگاهم زیرخاکستر شد
پسرک
نامه ی فدایت شوم را یادم نمیاد برات نوشتم یا نه ؟! اما میدانم به دستت رسیده ..
پسرک
منم حوصله ی بیابان ندارم ! به دریا میزنم راحت ترم ! می گویند آب دریا سیرت نمی کند ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 40 دقيقه قبل