پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
اینجا تا چشم کار می کند باید تو را دید .. بقیه اش مثل دیدن پیام بازرگانی های صد من یه قاز است !
پسرک
قدیما یه آدم جدید بودم .. تنم بوی کهنگی داره
پسرک
انگشتام تابستون .. دلم زمستون .. لبهام پائیز ..
پسرک
ناصر حجازی هنوز زنده است ! الان شبکه خبر داشت تلفنی با آتیلا حجازی صحبت می کرد !
پسرک
"آقا داخل آدم که حسابشان می کنی برایت دم در می آوردند و قد قد می کنند تازه گاهی هم تخم دو زرده که سهله برایت تخم طلا بیرون می دهند ؛ من خودم با همین چشمام دیدم ، کور بشوم اگر دروغ بگویم ! بِبَر اگر ضرر کردی من خودم دوباره از ت می خرمش .." چشمانش برق میزد .. لقمه ایی به این چرب و نرمی .. با این همه تعریف و تمجید .. چه شود!
پسرک
مترسک .. تا به حال خودت را داخل آینه دیده ایی ؟ .. چرا لبخند نمیزنی؟
پسرک
دل من دلتنگی ندارد ! 13 فروردین گذشته ؟
پسرک
چشمهایم نه از مغزم فرمان می گیرند نه از دلم ..
پسرک
به یاد ترس های کوچکِ سینه ی تنهایی که می افتم .. اشک هایم ..
پسرک
نا کجا آبادی که درونش هستم .. پر است از نگاهت ..
پسرک
دیوانه ام نکنه ... من مقرب ترم به تو ؛ مهتاب مال من است ...
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 23 ساعت و 40 دقيقه قبل