سرم توو ورقه هایی بود که باس پُر می کردم، کنار پنجره اتاقم وایساده بود .. :"چقد منظرهاش قشنگه ؛ خوش به حالت .." گوشه دفترم نوشتم:" حاضرم تموم زندگیمو بدم تا پنجرهی اتاقمون یکی بشه .. "
اولین نگاه.............اولین احساس.............اولین عشق.............اینا همه قشنگه اما وقتی تو اومدی دیگه مهم نبود اولین کی بوده کاری کردی همه چی از اول باشه
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 12 ساعت قبل