داداِ جوجو
بخوان من را منم پروردگارت خالقت از ذره ای نا چیز صدایم كن مرا آموزگار قادر خود را قلم را، علم را، من هدیه ات كردم بخوان ما را منم معشوق زیبایت منم نزدیك تر از تو، به تو اینك صدایم كن رها كن غیر ما را، سوی ما بازآ منم پرو دگار پاك بی همتا منم زیبا، كه زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید: تو را در بیكران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم كرد بساط روزی خود را به من بسپار رها كن غصه یك لقمه نان و آب فردا را تو راه بندگی طی كن عزیزا، من خدایی خوب می دانم تو دعوت كن مرا بر خود به اشكی یا صدایی، میهمانم كن كه من چشمان اشك آلوده ات را دوست میدارم طلب كن خالق خود را بجو ما را
داداِ جوجو
من و درخت خوب می دانیم که مرا مرگ می برد و او را سیل ،من لبخند می زنم و درخت خسته سرش را تکان می دهد
داداِ جوجو
یادم باشد! بعضی از آرزوهایم را دَم ِ در بگذارم تا رفتگر ببرد! -بیچاره او!- مابقـی را هم نقـدا" با خود بــه گور می بـــرم
داداِ جوجو
سكوت زندگيم ، پر از زمزمه هاي ...
داداِ جوجو
خداوندا، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای؟
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 19 ساعت قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 19 ساعت قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 30 دقيقه قبلهمچنین