داداِ جوجو
کاش من هم جان از غم بیقراری داشتم تا کشد زیبا رخی بر چهره ام دستی به مهر ...
داداِ جوجو
زندگی، گرمی دلهای به هم پیوسته ست تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست.
داداِ جوجو
در زمینی که ضمیر من و توست از نخستین دیدار هر سخن، هر رفتار دانه هایی است که می افشانیم برگ و باری است که می رویانیم آب و خورشید و نسیمش مهر است گر بدان گونه که بایست به بار آید، زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید، آن چنان با تو درآمیزد این روح لطیف که تمنای وجودت همه او باشد و بس. بی نیازت سازد، از همه چیزو همه کس.
داداِ جوجو
دل من دیر زمانی است که می پندارد: دوستی نیز گلی است، مثل نیلوفر و ناز، ساقه ترد و ظریفی دارد، بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را، دانسته بیازارد.
داداِ جوجو
قشنگ ترين تصوير عمرم عکس نازنيني از نخستين ديدن توست ...خوش آهنگ عمرم يادگار دلنشين اولين خنديدن توست ...
داداِ جوجو
يک تکه بلور از جنس حضور ...يک ياس سپيد از رنگ اميد ...
داداِ جوجو
خوب است و قشنگ اين که دلگير شويم / در دام دل شکسته زنجير شويم...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 15 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبلهمچنین