داداِ جوجو
کاش میشد ای مسافر تا قیامت سفر بود... برای باقی موندن یه دنیای بهتر بود
داداِ جوجو
دنیاش یه تک ستاره از آسمون تاره ...که تو شبای ابری حتی اونم نداره... یکی از اون شب تو بارون ندید اونو پریشون.. .مسافر منم رفت به قصه های بیرون {.}
داداِ جوجو
هنوز تو نور مهتاب یه رنگ بی ریا بود ...قصه اون غریبه قصه آشنا بود ...هنوز تو سینه من، یه درد کهنه مونده ...تموم غصه هاشو، تو گوش ابرا خونده
داداِ جوجو
شکسته قلب تنهاش پر از سکوته لبهاش آخر راه رسیده چه ناامیده چشماش
داداِ جوجو
پل رویاهای آبی، منتظر مسافر نشسته یک غریبه، چشم به راه یه عابر
داداِ جوجو
روزی روزگاری ، غم و شادی هامون بود یکی
داداِ جوجو
من در چشم تو کتاب زندگي را ميخوانم و هر بار که مژه هاي تو به هم مي خورد يک صحفه از اين زندگي را براي من ورق ميزند
داداِ جوجو
اي کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه هاي با تو بودن را آنقدر طولاني ميکردم که براي بي تو بودنم وقتي نميماند
داداِ جوجو
كاش بيمار نبوديم ..... بيماراني كه نمي خوان مريضيشونو قبول كنن .... كاش هموني بوديم كه ادعاشو داريم كاش همونطور كه حرف ميزديم ..عمل ميكرديم كاش يه كمي جرات داشتيم ... كاش فقط حرف مفت نمي زديم ... كاش يه كم به حرفامون فكر ميكرديم كاش الكي ادعاي عاشقي و دوست داشتن نمي كرديم كاش مثل بچه ها بوديم ...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 2 روز و 10 ساعت و 23 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 24 روز و 15 ساعت و 54 دقيقه قبلهمچنین