داداِ جوجو
نمیتونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام
داداِ جوجو
هنوز یادم نمیره تو جدا بودی از این دنیا یه بارونی به تن داشتی به رنگ آبی دریا تنت همرنگ رویا بود تو اون روز تماشایی یادم هست بی هوا گفتم چه بارونیه زیبایی سراپا خیس ازین تعریف دلم از عشق تو لرزید چه بارون عجیبی بود سه روز و پشت هم بارید حالا هر وقت که بارونه به یادت پاک میشم خیس دروغ محض این جمله بگم جای تو خالی نیست
داداِ جوجو
همین دیروز بود انگار که بارون سخت می بارید تو گفتی معذرت می خوام میشه چتر و نگه داری من اما غافل از حرفت فقط چشماتو میدیدم
داداِ جوجو
می شناسمت ای خوب من ، وابسته ای مثل خودم من نمی خوام درگیر این ، دردی بشی که من شدم همین قدو بهت بگم ، خسته و وامونده شدم تقدیر بی وفاییه ، مهمون ناخونده شدم
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 40 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 39 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبلهمچنین