داداِ جوجو
{امـام حسيـن(ع) همـراه و همـرزم پـدر و برادر }حضرت در دوران نـوجـوانى روزى وارد مسجد پيامبر(ص) شد, ديد عمر بالاى منبر است. گفت: از منبر پدرم پاييـن بيا و بالاى منبر پدرت برو. عمر گفت: پـدرم منبر نـداشت. او در هرسه جنگ حضرت علـى(ع) شـركت فعال داشت و هنگام حـركت نيـروهاى امام مجتبـى(ع) به سمت شـام, همـراه آن حضـرت در صحنه نظامـى حضـور يافت.
داداِ جوجو
(فطرس ملك آزاد شده حسين است) از حضـرت صادق(ع) روايت شـده كه فطـرس ملكـى از حاملان عرش الهى بـود و به سبب تعلل, مغضـوب خـداوند شـد. بالـش درهـم شكسته در جزيره اى مشغول عبادت بود. چـون جبرئيل و جمعى از فرشتگان براى تهنيت گـويـى ولادت حسيـن(ع) مىآمدند, او نيز همراه آنان آمد; خـود را به گهواره حضرت ماليد و تـوبه اش قبـول شـد و به وضع اول برگشت. چون ((فطرس)) به آسمان بالا مى رفت, مى گفت: ((كيست مانند من, مـن آزاد شده حسيـن بـن على و فاطمه و محمد(ص) هستـم.)) شهيد مطهرى مـى گـويد: داستان فطرس ملك, رمزى است از بركت وجـود سيدالشهداء كه بال شكسته ها با تماس به او صاحب بال و پر مـى شـوند, افراد و ملتها اگـر به راستـى خـود را به گهواره حسيـن(ع) بمـالنـد, از جزايـر دور افتـاده رهـايـى يـافته و آزاد مـى شـوند.
داداِ جوجو
{واضح تركي} غلام الحرث المذحجي و از صالحان و پاکان و ترک نژاد و از شيعيان بنام و از شجاعان کوفه بود و جنگي نمايان کرد و در لحظات شهادت، ابي عبدالله را ندا کرد و امام بر بالين او آمد و سر او را بر دامن گرفت و وقت جان دادنش صورت او را مي بوسيد. واضح مي گفت: «کيست که همانند من باشد در حالي که فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مرا در آغوش دارد و گونه او بر گونه من است» در اين حال جان به جان آفرين تسليم کرد و شربت شهادت نوشيد گوارا باد بر او...
سلامـــــــــ عزیز میبینی چقدر وقته نیستــــــِ اما هـــگز فراموش نمی شی اینا مطمئن باش
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 45 دقيقه قبلخدا را برایتــــ ارزو دارمـــ در تمامــــ لحظاتتــــــ
12 سال و 11 ماه و 3 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبلسلام و ممنون از لطفت ...

12 سال و 10 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبلهمچنین