damla
چشم ها را بسته ام,باز من دل بسته ام عشق موجی میزند در نگاه خسته ام حال ویران توام،حال در یاد توام حال من هستم که تنها در تب و تاب توام! حال دلتنگ توام,بی قرارم،بی قرار…
damla
چه گلي ريخت بخاك، چه بهاري پژمرد، چه دلي رفت به باد، چه چراغي افسرد ..
damla
براي خواب معصومانه عشق كمك كن بستري از گل بسازيم براي كوچ شب هنگام وحشت كمك كن با تن هم پل بسازيم كمك كن سايبوني از ترانه براي خواب ابريشم بسازيم كمك كن تا كلام عاشقانه براي سقف شب مرحم بسازيم بذار قسمت كنيم تنهاييمون رو ميون سفره شب تو با من بذار بين من و تو دست هاي ما پلي باشه واسه از خود گذشتن تو رو ميشناسم اي شب گرد عاشق تو با اسم شب من اشنايي
damla
لفظ آذری به دو معنی به کار میرود : 1 آذری به عنوان زبان باستانی جعلی 2 . آذری به معنی خلاصه شده آزربایجانی . واجب است که به خاطر جلو گیری از سو ء استفاده محافل شونیستی , از استفاده لفظ آذری حتی به عنوان معنی دوم هم خوداری کنیم . ((((((((( هارای هارای من تورکم ))))))))))))))))
damla
اون روزا گنجشک رو رنگ میکردن و جای قناری میفروختن ... این روزا هوس و رنگ میکنن و جای عشق می فروشن ...
damla
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
damla
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
damla
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
damla
به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی
damla
راز عشق در آن است که به یکدیگر سخت نگیریم . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است. راز عشق در آن است که در سکوت دست یکدیگر را بگیریم.کم کم یاد میگیریم که بدون کلام رابطه برقرار کنیم.
damla
شراب........ چه نام زیبایی، ره آوردش مستیست و راستی ،. .به رنگ عقیق چون لعل لبت . عطرت مینوازد مشام جانم را...................... غریبه ای که ترنم را به ارمغان دارد ،آشنایی که طراوت در موج موج نگاهش متبلور است........................ مینوشمت هزار پیک راستیین به سلامتی عشق به سلامتی خاطره
damla
در چشم مني روي به من ننمايي واندر دلمي ، هيچ بمن نگرايي اي جان و دل و ديده و اي بينايي چون از دل وديده دركنارم نايي
damla
جز عشق تو بر فلك دلم شاه مباد وز راز من و تو خلق آگاه مباد كوته نشود عشق توام زين دل ريش دستم ز سر زلف تو كوتاه مباد
damla
بعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . ! یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . ! یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . ! یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . ! یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . ! ... بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . ! یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . ! یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . ! یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . . . !