damla
صبر كن سهراب! گفته بودي قايقي خواهم ساخت... قايقت جا دارد؟؟؟ من هم از همهمه اهل زمين دلگيرم...
damla
یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما،كشتی؛ تا یك لقمه بیشتر بخورم... یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران؛ می گفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی و ..... بشی و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته باشم قورت بدهم... حتی بغض های نترکیده ام را....
damla
چه سخت است، تشیع پیکر عشق بر روی شانه های فراموشی؛ و دل سپردن به قبرستان جدایی، وقتی می دانی پنج شنبه ای نیست؛ تا رهگذری،بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند ...
damla
داشتم با خودم فكر مي كردم يه هديه خوب يه هديه موندگار براي يه دوست عزيز چي مي تونه باشه؟!! يدفعه ياد پيچكهاي باغچه افتادم با اون گلهاي ياسي خوشكلشون باهاشون يه حلقه درست كردم وكنار هر نيلوفر آبي يه رز قرمز با يه بوسه گذاشتم نگاه كردم به حلقه گلم آره! يه چيزي كم داشت يه چيزي كه ازش آويزون كنم بعدش بندازم گردن تو من چيزي نداشتم جز يه دل ساده و پر از محبت كه براي تو مي تپيد. اونو گذاشتم وسط حلقه بين دو تا نيلوفر آبي يه قلب قرمز ميون نيلوفراي آبي عزيزم قبول مي كني اين هديه ناقابل؟
damla
همه چيز با يه سلام ساده شروع شد ولي به اين سادگي هم نبود
دلم هميشه برات تنگ مي شه
عزيزم به اندازه تمام زندگيم دوست دارم
نمي خوام منتظرم باشي هر وقت بتونم مي يام
به خاطر همه چي معذرت مي خوام
در ضمن دوباره از حسين هم معذرت خواهي كن
فكر مي كنم هنوز ازم ناراحت
خييلي مواظب گلم باش .
damla
توسط فید
اجرای طرح مقابله با خشکیدگی درختان بلوط در فارس
damla
اگرپروانه بودم می پریدم همین حالا حضورت میرسیدم ولی پروانه نیستم پر ندارم دلم تنگ است ولی چاره ندارم...
damla
خدایا این چه فریادیست کز هر واژه ام پیداست ببین میسوزم از حسرت خدایا جای من اینجاست؟ از آن روزی که دستم را به دست زندگی دادی شدم ساکن در این صحرا،نگاهم در پی دریاست اگرچه سخت بیمارم ولی درمان نمی خواهم نمی خواهم بهارم را وجودم با خزان زیباست مرا دریاب ای رویا،نگاهم غرق کابوس است هوای رفتنم در سر،دلم پابند این دنیاست خدایا یاریم کن که،من از جنس زمین دورم اسیر سردی خاکم،تنم تبدار یک غوغاست نمیدوانم که آیا مرگ زیبا هست یا نه،چون برایم کوچ با عزت شبیه دیدن رویاست
damla
در هوای دلت خاکم کن تا در راهگیر مرور،دلت! بوی تازگی دهد گورم، بر من نخند، من خنده زار گریه ی عشقم! بازنده ام مخوان! خواهی دید همه، بازنده ایم روزی! این قانون برگها، تک برگ حاکم ترا نمود با بازی خویش،برگ می کند ترا!
damla
باز انتظار و راهی که برایم دیگر دور شد اشکهایم جاری ،گریه میکنم و می گویم که همه از کودکی تنهایم گذاشتن ای اشک، از چشمانم بیفت و بر گونه هایم سرازیر شو اونی که میپنداشتی عشق تو بود دیگر رفت و برگشتی ندارد تو ای عشق: که به اون جای که دورها می نامند سفر کردی مسیرت را عوض کن که دارم از نبود تو و وجودت میمیرم شب ها را بدون تو تا صبح به رنگ سیاهی میکشم و همچنان دعا میکنم تا وقتی که برگردی دیگر خسته شدم از این همه صبر که حتی چشمهایم دیگر با خواب رفتن، غریبی دارن اونی که دوستم داشت رفت و منو با آتش دوست داشتناش روشن کرد
damla
کاش اردیبهشت کمی آهستهتر میراند نزدیک انتها مثلا به یک دوربرگردان میرسید و آرام خودش را بازمیگرداند اردیبهشت پر از رویاست میان زنبقهای بنفشش، سبزی تازهاش و بارانهای بیگاهش امیدی پنهان شده که با خرداد متولد میشود یا میمیرد اردیبهشت پر از احتمال است، پیشامد شیرین حرفهای فالگیر خرداد اما بیرحمانه حکم میدهد، پیشامدها را قطعی میکند خوب یا بد تکلیف را یکسره میکند ...
damla
ای كه تويی همه كسم .. بی تو ميگيره نفسم .. اگه تورو داشته باشم .. به هر چی می خوام می رسم .. وقتی تو نيستی .. قلبمو واسه كی تكرار بكنم .. گلهای خواب آلوده رو .. واسه كی بيدار بكنم .. مگه تن من می تونه .. بدون تو زنده باشه ؟
damla
توسط فید
تردد جاده اي به 4138341 وسيله رسيد