دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

آتش عشق و هوس را فرقها باشد ميان اعـتبار عشق را بـر معتبر بـيني عيان پيشه ي تردامنان را در هوسبازي نگر همره ابليس مي گردند،همي در خاكدان عشقبازان را نگر بس سرفرازونيكنام همـدم اهـل دلان انـدر زمين و آسمان گرچه سوزد جانشان ازآتش سوداي عشق درطواف شمع دارند سوزشي پروانه سان واي بر آنكس كه برهرعهد مي باشد زبون عـهد و پـيمان بگسلد غـافـل زپـيـدا و نهان همچو مرداري شود منفور هر جنبنده اي در شرار نفس خود آتش بگيرد هر زمان ابتلاي عـشق مي سازد زپي فـيضي مدام كـين تعالي نايد انـدر چـشم آن تـيره دلان عهد بـا جانان چـو بندي در بيابان طلب مرد ره گردي گرآري ذكرنامش برزبان چون كه باشد عاقبت جسم وتن ما را فنا اندرين وادي بيابي عمر خود را جاودان بر حضورعشق آيد روزي اندر روز تو سفره ي رنگين حق بـاشد ز بهرعاشقان روشنان هر دلي از عشق مي دارد دوام جان تو گلگون كند هم از برايش ناگهان

damla
damla

هـمه درد مـرا ای جان مـن درمان تویی به جان خسته ام هم مرهم و جانان تویی حـرامـم بـاد هـر دم مـن زیـم بی یاد تـو به قلبم صاحبی آن صاحب فرمان تویی مونس خلوتگه من ساکنی درجان من الفتی درمسکـنم برمنزلم سامان تویی با توام زندان تن باشد مرا مأوای خوش روشـنان محبسم امّـیـد نـورافـشـان تویی جمله ی ذرّات من آکنده از ذرّات توست اخـتر تابان من خورشید افـروزان تویی گـر بیاسـایـم هـمی در آتـشیـن آغـوش تـو مأمنم را مشعلی هرشعله ی رخشان تویی هردَمی خواهم بنوشم زان دَم نوشین دَمت یـاور شـیـریـن دَمانـم شـکّـر دوران تویی از برای واژگانت می نهم جان در رهت دلربای خوش بیانی شکّرین الحان تویی بیکران دریای جانی،هـم خروشانی بـسی همنفس دلدارمی امواج جان جوشان تویی در صفای بحر تو چون رود آمیزم برت صافی صاف مصفا صُفّه را گویان تویی این پری بال وپرش را خوش گشوده بهرتو بال پـروازش تـو بـاشی پـرّ او پـرّان تویی

damla
damla

هر ره كه تو دادي همه آنجا برهيديم هر بـال كـه دادي چـو كـبوتر بـپريديم صيـاد اگـر چـه بـر مـا دام بـگستـرد صيد دل ما گشت و به دامش بخزيديم آن را كه همو دانه و دامست به ره ما بـر خـوان سخايش بـه تنعم بـرسيديم در كوي تو اميد به وصلت چو رهاييست بـر درگه تـو جـامـه ي تـن را بـدريـديـم بـر گـرد تـو جانانه زنيم چـرخ پـريـوار كز چرخ نواي خوش جانان بشنيديم زان نغمه ي جانسوز كه جان را بـفزايد از ظلمت اين خاك زبون خوش برهيديم پروانه و شمع هر دو چو سوزند و فروزند در راه وصـالـت ز تـبـاهي بـجهيـديـم هر دم چو رسد شعشعه ي نور جمالت شعشاع شعاعت همه بر جان بخريديم ما را چو تو باشي ز ازل مقصد و مقصود از مـحبـس تـن تـا بـه ابـد پـر بـكـشيديـم

damla
damla

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

damla
damla

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

damla
damla

کنارم هستی و انگار دلم تنگ میشه هر لحظه خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه فقط دوست داشتن محضه!!!!!!!!!!

damla
damla

اون لحظه که گفتی:یکی بهتر از تو رو پیدا کردم !!!!!!!!!! یاد اون روزهایی افتادم که به 100 تا بهتر از تو گفتم که من بهترینو دارم .................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
damla
damla

خیلی جالبه که من هر وقت کلید موفقیت رو پیدا میکنم یه نفر قفل رو عوض میکنه ! دستهایت تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمی‌بینم . . .

damla
damla

سنگ هایی که من از عشق تو بر سینه زدم کعبه ای میشد اگر خانه بنا میکردم...

damla
damla

در روزگاری که خنده مردم از زمین خوردن توست برخیز تا چنین مردمی بگریند. چه داروی تلخیست وفاداری به خائن صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل!!!!! گاه در زندگی موقعیت هایی پیش می آید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپردازد. به یاد ندارم نا بینایی به من تنه زده باشد اما هروقت تنم به جماعت نادان برخورد گفتند : مگه کوری؟؟؟؟؟ نتیجه زندگی چیزهایی نیست که جمع میکنیم بلکه قلبهایی است که جذب می کنیم..........!!!

damla
damla

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ... گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود ... گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه قلبم میگیرد ... گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود ... گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد ... .....گاهی آرزو میکنم ای کاش ... دلی نبود تا تنگ شود ... تا خسته شود ... تا بشکند...

damla
damla

تو نیستی و پاییز از چشمهای مرد عاشقی شروع شده است که تمام درختان را گریسته است در سوگ رفتنت. برنگرد، که بر نمی گردی تو هیچوقت ،نترس فقط بیا در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...

damla
damla

دلم چه کودکانه بهانه ی تو را میگیرد، اما تو بزرگانه به دل نگیر... فقط بگو : کودک است، نمی فهمد...

damla
damla

به کسی نگو! می گویند: نام ترا دیده اند بافته بر قالیچه ی "سلیمان" دوخته در پیراهن "بودا" حک شده بر تخت "کورش کبیر"! نام تو, ای عشق...

damla
damla

گلوي آدم را بايد گاهي بتراشند تا براي دلتنگي هاي تازه جا باز شود. دلتنگي هايي که جايشان نه در دل که در گلوي آدم است دلتنگي هايي که مي توانند آدم را خفه کنند...