damla
توسط فید
انتشار تصاویر مستهجن از یک کافی نت
damla
مهم نیست فردا چی میشه مهم اینه که امروز دوست دارم مهم نیست فردا کجا میری مهم اینه هرجا باشی دوست دارم مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوست دارم مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوست داشته باشم...
damla
شونه هام وقف سرت وقف تموم گریه هات چشم من وقف نگات وقف تموم خنده هات گوش من وقف صدات وقف تموم قصه هات لب من وقف لبات وقف تموم بوسه هات دل من وقف وفات وقف تموم غصه هات عمرمن هدیه به تو وقف تموم لحظه هات...
damla
وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است.. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.... .وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش.. .. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه . حالا ام که عاشقيم مي گن گناه کرده.....
damla
بی توبردوش دلم خاطره ها سنگین است بی تو اوای خوش چلچله ها غمگین است بی توشایدگل گلبرگ شقایق ابیست بی تو یک ثانیه ازعمر برایم سالیست..
damla
خــوب ِ مــن ، . همین جا درون شعرهایم بمان . تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد . به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛ . من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها . شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان . تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
damla
می خواهم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم برگرد! باور کن تقصیر من نبود من فقط می خواستم یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم نمی دانستم گریه را دوست نداری حالا هم هروقت بیایی عزیز لحظه های تنهایی منی اگر بیایی من دلتنگی هایم را بهانه می کنم تو هم دوری کسانی که دور نیستند... در راهند... رفته اند برای تاریکی هایت یک اسمان خورشید بیاورند... یادت باشد من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر به انتظار امدن تو خط های سفید جاده را می شمارم ...
damla
گیچ و افسرده ، دپرس ، آشفته ، گیج ، داغون ، بی حال ، کسل ، غمگین ، ناراحت ، دلشکسته ، خسته از زندگی ، غمگین ، دلتنگ و... میخواین بدونین اینا چیه ؟ حال و روزم هستش . خیلی های دیگه هم هست که نشد بنویسم اما خیلی حالم بده... اصلا نمیفهمم چکار میکنم یا چی میگم... اصلا تو حال خودم نیستم... بقول مادرم مثل سگ پاچه میگیرم... حالم بهم میخوره از این زندگی... خیلی دل شکستم... خیلی ها دلمو شکستن... حتی حوصله ی نشتن پای کامپیوتر ندارم منی که عاشق کامپیوتر بودم هرگز خسته نمی شدم... دارم ب این فکر میکنم که بیماری اعصاب دارم... یعنی فکر ک نیست... از رفتارم معلومه... خیلی خستم... دیگه حتی گریم هم نمیاد... دلم واسه خودم ، خود قبلیم تنگ شده... همون وهاب شاد ، پر انرژی ، احساسی ، همونی که طاقت نداشت ناراحتی دوستاش رو ببینه حالا ببین به چ روزی افتاده... دلم واسه خودم تنگ شده... نمیدونم میشه یا نه اما کاش باز بتونم بشم همون خود سابق... خیلی دلم پره... کاش بشه... کاش...
damla
به روزها اعتماد نکن.. روزها به فصل که می رسن رنگ عوض می کنن.. با شب بمون اگر چه تاریکه ولی همیشه یک رنگ و.....یک دست.!!!
damla
توسط فید
شماره مشتركان همراه اول در اختيار يك شركت خصوصي است
damla
با تمام قصه های ناتمام این کاغذ پاره ها
با تمام غصه های سر بسته ی مدفون در کنج اتاق های قدیمی احساس
یک جا
همین جا
میان تمام ستاره های متلاشی شب هایمان خواهم مْرد...
damla
ساعت از نیمه گذشته.... دلم یه جوریه... هی ضعف می کنه....... دلم می خواد برم رو پشت بوم و ستاره هارو بچینم از تو آسمون...... دلم می خواد این حس قشنگ رو با یکی قسمت کنم....... قسمت کردم ولی انگار دوست داشتم خودمو فنا کنم ........... ضربان قلبم نا منظمه.نفسام به شماره افتاده.......... چرا امشب اینجوری شدم.انگار همه چیز قشنگتر از همیشن.......... انگار تا الان کور بودم و هیچی رو نمی دیدم... چه قشنگم امشب.... چقدر همه چیز جذابه و قشنگه....چقدر یه دوست خوب تو این موقع مفیده...... حرف زدن کلی آدمو آروم می کنه....ولی من اصلا دلم نمی خواد آروم بشم.... دلم می خواد نفسام همچنان به شماره بیفته......قلبم تند تند بزنه.... دستام یخ زده باقی بمونه... دلم می خواد با خدا حرف بزنم....با هر ضربان قلبم بهش نزدیکتر می شم... من عاشق خدام......... این موقع شب ... تو این سکوت....تو این حالت ......
کو؟
14 سال و 5 ماه و 3 روز و 4 ساعت و 22 دقيقه قبل