damla
یاندیر منی ای شمع جفا پیشه ، کی پـــــــــــروانه منم اُولدور منی سن قاشـی کامان وصلیوه بیگانه منم اُولــماز سنه تای دونیادا ظالیم ، کی گر اولسایدی اینان ایستردیم اونی تا بوله سن ، عاقیل فـــــرزانه منم ایشدیر منه اُوز وصلیوین اُو جام شرابین گـــــــــــــوزلیم تا کی گــــــــوزللــــــــر بوله لر دونیادا بیر دانه منم شـــــعر اُوروسو اُولدی نصیبیم ، اُو دَلی جیران سوزونه آمّا سویرم من اُو قـــــــــیزی چون دَلی دیوانه منم لـــــــــــــــــیلا آلیب آخر اَلینه کونلومون اَفسار ساپینی یوخجا کی بوگون دونیادا مجنون کیمی افسانه منم هر کیمسه ده بیر قیسّا عقیل اُولسا بولَر من نه دئدیم پس ایندی گوزل ، سویله نییه عاشیق جانانه منم؟
damla
به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي انديشم همه وقت ... همه جا ... من به هر حال ، كه باشم به تو مي انديشم تو بدان اين را ، تنها تو بدان تو بيا ..... تو بمان با من ، تنها تو بمان جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب من فداي تو ، به جاي همه گل ها تو بخند اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز ريسماني كن از آن سوي دراز تو بگير .... تو ببند .... تو بخواه .... پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ي ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان در دل ساغر هستي تو بجوش من همين يك نفس از جرعه ي جانم باقي ســـــــــــــت آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش به تو مي انديشم ...... اي سراپا همه خوبـــي .....
damla
آهای دنیا ...... نگاه کن ببین عاشق ترینم تو عاشقای دنیا کلام آخرینم نگاه قلبمو دزدید منو سید خودش کرد با حرفهای قشنگش منو رام خودش کرد می خوام دنیا نباشه اگه از من جدا شه یه دل تو سینه دارم می خوام اونم فداش شه بیا آهنگ من باش صدای ساز من باش ببین عاشق ترینم تو هم عاشق من باش بیا با من یکی شو صدای فلب من شو واسه نفس کشیدن هوای تازه ام شو
damla
می خوام که خوبیهاتو یکی یکی بشمارم تک تکِ قصه هاتو بخاطرم بسپارم می خوام که از عشقمون روزی هزار بار بگم وقتی به آخر رسید بازم به تکرار بگم دروغ نیست ...!دروغ نیست عشق تو راسته راسته تو اونی که یه عمری دل از خدا میخواسته تو دفترم نوشتم تو عمرمی تو جونم عزیز مهربونم میخوام تا آخر عمر عشقتو باور کنم میخوام بگم تو عشقی یه عشق بی نهایت اون سر دنیا بری میام سایه به سایت میخوام پیشت بمونم مثل شبهای یلدا با تو در آغوش تو شب نرسه به فردا تو دفترم نوشتم تو عمرمی تو جونم اسم تو رو گذاشتم : عزیز مهربونم تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم هر جا هستی هر جا میری عاشقانه ها باهاتن
damla
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
damla
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش می خواهم و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش
damla
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
damla
اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو که ديگه غبار غم رو دل نشسته بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره
damla
کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سینه نزدیک
به مـــن هر آنکـه نزدیک، ازو جــــــدا، جــــدا من
نه چشــــم دل به ســـــویی، نه باده در سبویی
که تــــر کـــــنم گـلـــــــویی، به یاد آشنــــــا من
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری
دلــــــم گرفته ای دوست، هـــــوای گریــه با من
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من
به یاد او که بودن را ممکن ساخت ...
damla
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید ... قفسم برده به باغی و دلم شاد کند ... چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم... در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند (مردمی که صادقانه دروغ میگویند) براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند ...
damla
توسط فید
اجرای نمایش مذهبی «حور در آتش» در کرج
damla
معنای غروب رو ! ولی کاش هرگز این آرزو رو نداشت ! هر غروبی زیباست جز غروب عشق چقدر شکستن بی صدا ! چقدر تحمل چقدر انتظار نشستن واسه فردا ! چقدر امید و دلخوشیهای الکی !!! وقتی میبینی عشق دروغه ! چراغش بی فروغه ! وفاش همینه !! واسه چی میخوای بمونی ! برو از این دنیا راحت کن خودت رو ! آسمون عشق ابری شده ! تماشا نداره ! مهر و وفا مرده اینکه دیگه حاشا نداره ! دلا سنگ ، هزار رنگ همش ریا و دو رویی ! پس کو تو دلها وفا ! کو ؟؟؟؟ پس عشق و عاشقی چیست ؟؟ بالاتر از اینکه بخوای جونت رو بدی ؟؟!! بسه بسه ... ای دل بیا بریم ...
damla
وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري
یاشااااااااااااااا
14 سال و 5 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبلساغولاسان
14 سال و 5 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبل