damla
توسط فید
صادرات 254 میلیون دلاری از گمرک زنجان
damla
توسط فید
چهارمین دوره مسابقات سازه های ماکارونی برگزار می شود
damla
توسط فید
نمایشگاه تخصصی ساختمان و خدمات مهندسی خوزستان در قطر، مصر و لبنان برپا ميشود
damla
تو را میبینم و آید به یادم که مهرت بود با جانم هم اغوش هنوز ان شوق از خاطر نرفتش هنوزم نیست یاد تو فراموش تو را میبینم آید به یادم چه شوری دل ز سودایت به سر داشت مرا در پرده ی خاطر جوانی دل ارا هر دمی نقش دگر داشت تو را میبینم و آید به یادم الا ای روزم از تو شام تاری هدر کردم به یادت عمر و زین پس من و از عمر رفته شرمساری تو رو میبینم و پیوسته گویم گرش با من وفا بودی چه بودی چه بودی گر سرانگشت وصالش ز کارم عقده ی بسته گشودی تو را میبینم و آید به یادم چه شب ها در غمت بر من سحر گشت به یادت روزگاری خوش مرا بود تو چون برگشتی از من بخت برگشت شکایت اه باید با که بردن که با من گردش گیتی چها کرد خداوندا چرا یک ره نگردد به گرد روزگارم به جز درد به جز از یاد تو هرگز نگردد به جز از یاد تو گردد ضمیرم تویی تا بخت تو هرگز نگردد تویی تا عمر من هرگز نمیرم
damla
توسط فید
تداوم حضور شیرین فراز در لیگ دسته یک جای خوشحالی دارد
damla
ما انسان ها خیلی موجودات عجیب و غریبی هستیم وقتی چیزی از خدا میخوایم اینقدر اصرار و پافشاری میکنیم که حد نداره. به هیچ چیز و هیچ کس هم گوش نمیدیم...اگه به آرزو و خواستمون رسیدیم که هیچ میریم دنبال کارمون و یه آرزوی جدید و اگر هم خواستمون برآورده نشد از زمین و زمان شکایت میکنیم و به همه چیز و همه کس شاکی میشیم و بعد از یه مدت یادمون میره و یه آرزوی جدید و روز از نو روزی از نو... ولی یه دوست چه خوب گفت که: آرزوهاتو يه جا يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه. خدا يادش نميره ولي تو يادت مي ره كه چيزي كه امروز داري آرزوي ديروزت بوده..
damla
چنین با مهربانی خواندنت چیست؟ بدین نامهربانی راندنت چیست؟ بپرس از این دل دیوانه من که ای بیچاره ماندنت چیست؟
damla
زندگی یک بازی درد آور است ... زندگی یک بازی بی آخر است زندگی کردیم و اما باختیم ... کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را ... بر کمر باید کشید این کوه را زندگی را با همین غمها خوش است ... با همین بیش و همین کمها خوش است باختیم و هیچ شاکی نیستیم ... بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم
damla
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
damla
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی وببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بیوفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته اون کسی که اومدو کردت دیونه هوسش وقتی تموم شد بره وپیشت نمونه خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه خیلی سخته که تو پاییز با کسی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تمو
damla
نگاهم کن که من رو به سقوطم نه این من نیست منی که رو به روتم بزار همه ببینن آسمونم بی فروغه بزار مردم بدونن که ستاره اشون دروغه یه کاری کن یه کاری کن نگو سهم من این بوده نزار از هم بپاشم من از این تکرار بیهوده یه کاری کن یه کاری کن که می ترسم از این آو ار یه کاری کن اگه دستات هنوزم ناجیه یار این منم پر شکسته خسته ی خسته از خودم بیزار و از غمها شکسته ببین اسیر بن بسته جنونم نمی تونم نمی تونم که من اینجا بمونم نمی تونم که مــــن ایــنــجـــــا بمــــــــونـم
damla
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم