دیـــــویــــــد
سر و پا اگر زرد و پژمرده ایم…ولی دل به پاییز نسپرده ایم..چو گلدان خالی لب پنجره….پر از خاطرات ترک خورده ایم…
دیـــــویــــــد
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم / اگر خون دل بود، ما خوردهایم … گواهی بخواهید، اینک گواه / همین زخمهایی که نشمردهایم … !
دیـــــویــــــد
جوانمردا، چندان که توانی از مال و جاه و از قلم و زبان از هیچ کس دریغ مدار، که وقت ایاد که خواهی خیر کنی و نتوانی.
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
دیـــــویــــــد
ادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست، یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.
دیـــــویــــــد
هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن
هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن
هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن
هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن
هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی
هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن
هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن..
دیـــــویــــــد
دلم برای 3نفر تنگ است....
خودم
آرامشم
لبخندم...
دیـــــویــــــد
گاهی خیلی ساده اتفاق می افتد.......... ظرفم که پر شد با یک قطره سرریز میشوم..... به همین سادگی کم می آورم..... تو به آن یک قطره می اندیشی و فراموش میکنی که چند قطره پیش از آن در کاسه ی صبرم ریخته ای که پر شده است........ ---------------------------------------------------------- چقدر خوب است .. کسی آدم را درک کند .. حق به جانب نباشد .. ..
دیـــــویــــــد
خدایاکسی راکه قسمت کس دیگری است سر راه ما قرار نده تا شبهای دلتنگی اش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری
دیـــــویــــــد
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
دیـــــویــــــد
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
دیـــــویــــــد
زندگی کن و لبخند بزن به خاطر اونهایی که با لبخندت زندگی میکنند...
دیـــــویــــــد
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود ، در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود ، میشود حتی برای دیدن پروانه ها ، شیشه های مات یک متروکه را الماس بود...
دیـــــویــــــد
چون درد نداری ای دل سرگردان رفتن به برِ طبیب بی فایده دان درمان طلبد کسی که دردی دارد چون نیست تو را درد چه جوئی درمان
دیـــــویــــــد
ای دوست قبولم کن وجانم بستان مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو........ مولوی
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل