دیـــــویــــــد
آن شب که باران می آمد، تو بودی که پشت عرق و بخار شیشه اتاقم سایه انداخته بودی ؟ کاش نخوانده باشی، چیزی را که با انگشتانم روی شیشه نوشته بودم
دیـــــویــــــد
در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم / در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم / در جواب بی وفایی، مهربانی کرده ایم / مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم
دیـــــویــــــد
شب گم شده در سیاهی چشمانت / شد رود ستاره راهی چشمانت / قربان نگاه تو که اقیانوسی / افتاده به تور ماهی چشمانت
دیـــــویــــــد
گل نازم بگو بارون بباره، که چشماتو به یاد من بیاره / تماشای تو زیر قطره ی بارون، چه با من میکنه امشب دوباره
دیـــــویــــــد
یک سوزن از ابروی تو، با یک نخ از گیسوی تو، آرام میدوزد به هم چشم مرا با روی تو
دیـــــویــــــد
حسرت همیشگی حرف های ما هنوز نا تمام … تا نگاه میکنی; وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو نا گزیر میشود آی … ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چه قدر زود دیر میشود!
دیـــــویــــــد
خرج کن ولی ول خرج نشو... بخور ولی پرخور نشو... عاشق باش ولی دیوونه نشو... دوستت دارم ولی پررو نشو!!
دیـــــویــــــد
اگه چشمت پرسيد ، بگو نديدمش . اگه گوشت پرسيد ، بگو نشنيدمش . اگه دستت لرزيد ، بگو مال سرماست. اگه پات سست شد ، بگو مال ضعفه. ولي اگه دلت ريخت ، به خودت دروغ نگو
دیـــــویــــــد
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
دیـــــویــــــد
پاک کن ته اتود مثل عشق و دوست داشتن می مونه .یا اینقدر ازش استفاده می کنی که تموم می شه یا دلت نمی یاد ازش استفاده کنی تا گم می شه
دیـــــویــــــد
بلبلان از روی گل مست ند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست
دیـــــویــــــد
اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست، و اگر حق با شما نیست، هیچ حقی برای عصبانیت نداری
دیـــــویــــــد
فریب مشابهت روز و شبها را نخوریم، امروز دیروز نیست و فردا امروز نمیشود
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 21 دقيقه قبل