دیـــــویــــــد
من ظاهر نيستي و هستي دانم/ من باطن هر فراز و پستي دانم / با اينهمه از دانش خود شرمم باد/ گر مرتبه اي وراي مستي دانم
دیـــــویــــــد
هشدار که روزگار شورانگيز است/ ايمن منشين که تيغ دوران تيز است/ در کام تو گر زمانه لوزينه نهد/ زنهار فرو مبر که زهرآميز است
دیـــــویــــــد
می پوشانم دلتنگی ام را با بستری از کلمات ، اما باز کسی در دلم "تو" را صدا می زند .
دیـــــویــــــد
وقتي از غربت ايام دلم مي گيرد / مرغ اميد من از شدت غم مي ميرد / دل به روياي خوش خاطره ها مي بندم / باز هم خاطره ها دست مرا مي گيرد
دیـــــویــــــد
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست ولی شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که مویت بشکند رشته موی توست ولی ریشه عمر من است
دیـــــویــــــد
اگر سیبی داشتم نیمی اش برای تو نیمی اش برای من اگر لبخندی داشتم نیمی اش برای تو نیمی اش برای من اما اگر غمی داشتم هیچ به تو نمی دهم همه را حبس می كنم در سینه ام همچون آخرین نفس
دیـــــویــــــد
وقتی چترت خداست ، بگذار باران سرنوشت هرچه میخواهد ببارد.
دیـــــویــــــد
من از نهایت شب حرف میزنم /من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم/ اگر به خانه من آمدی،برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به انتهای کوچه ی خوشبخت بنگرم!....
دیـــــویــــــد
هيچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتي مي ريزند که فکر مي کنند طلا شده اند
دیـــــویــــــد
یک کاغذ سفید را هرچقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمیگیرد!برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشته باشیم...
دیـــــویــــــد
پرسیدم ... چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ با كمی مكث جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل