دیـــــویــــــد
من ، تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد … حالا : تو ، او ; شما من هم به سلامت
دیـــــویــــــد
بوسه ام را میگذارم پشت در / قهر کردی، قهر کردم، سر به سر / تو بیا در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن / من غرورم را شکستم، داشتی؟ / آمدم، حالا تو با من آشتی؟
دیـــــویــــــد
به سایه ام اعتماد ندارم ...از من دورش کنید! غافل از اینکه سایه ام سالهاست به من اعتماد ندارد و زبان گفتن ندارد.
دیـــــویــــــد
مقصود دل و مراد جاني عشق است/ سرمايه عمر جاوداني عشق است/آن عشق بود كزو بقا يافته خضر/يعني كه حيات جاوداني عشق است
دیـــــویــــــد
دست تو اندازه ی قلبته پس دستت رو برای کسی که دوست داری باز کن
دیـــــویــــــد
غريبه نميدانم گنجشك ها كه آنقدر شبيه همند چطور همديگر را ميشناسند و نميدانم چقدر شبيه من هست كه تو ديگر مرا نميشناسي!
دیـــــویــــــد
عشق وحشي ترازآن است كه پنهان بماند……
دیـــــویــــــد
عشق یعنی خاطرات بی غبار / دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا یک نیاز / زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او / زیر باران دست تو در دست او . . .
دیـــــویــــــد
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . (پرل باك)
دیـــــویــــــد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت، عشق را فرياد مي کرد. اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي. اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم.
دیـــــویــــــد
قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ غضنفر: جناب قاضی! خودش میخواست، هر وقت من را میدید، میگفت یک سری به ما بزن!
دیـــــویــــــد
در غریبی ناله ها کر دم کسی یادم نکرد ، در قفس جاندادم و صیاد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگی سیرم نمود، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 14 دقيقه قبل