دیـــــویــــــد
شب امتحان خوابگاه دخترا : صدای هق هق و گریه , شب امتحان خوابگاه پسرا: ( ساعت 5 صبح ) سرباز گیشنیز سره !!!!
دیـــــویــــــد
سه چيزهرگزبرنمي گردد: زمان، كلام، موقعيت؛ سه چيزرا هرگزنبايد ازدست داد: آرامش،اميد، صداقت؛ سه چيزهرگز قطعي نيستند: شانس، موفقيت، رؤياهايمان؛ سه چيزارزشمندترين چيزهاست: عشق، اعتمادبه نفس، دوستان واقعی
دیـــــویــــــد
هیچوقت نگو رسیدم ته خط... اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط ، باز یادت بیار که معلم کلاس اولت میگفت : "نقطه سر خط"
دیـــــویــــــد
بوسه يعني عشق خالي از گناه. بوسه يعني قلب تو از آن من. بوسه يعني تو هميشه مال من!
دیـــــویــــــد
یه مرد باهوش برای حضار جوک تعریف کرد ، حضار دیوانه وار خندیدند . بعد از چند لحظه دوباره همون جوک رو تعریف کرد . عده کمی از حضار دوباره خندیدند . دوباره و دوباره همون جوک رو تعریف کرد . زمانی که دیگه هیچیک از حضار نخندید او لبخند زد و گفت :
وقتی که نمی تونید به یک جوک بارها بخندید ؛ چطور برای یه مسئله بارها و بارها گریه می کنید .... !!!!!
دیـــــویــــــد
بیایید عشق هایمان را روی یک سفره بریزیم و بعد هر دو با هم لقمه برداریم .بدون اینکه فکر کنیم این را تو اورده ای یا من
دیـــــویــــــد
امدم امشب به میخانه تمنایت کنم.می نمی خواهم بیا ساقی تماشایت کنم.بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن .کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم
دیـــــویــــــد
چشم در راه کسی هستم کوله یارش بر دوش ، آفتابش در دست خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز کوله بارش سرشار از عشق ، امید آفتابش نوروز باسلامش ، شادی در کلامس ، لبخند از نقس هایش گُل می بارد با قدم هایش گُل می کارد مهربان ، زیبا ، دوست روح هستی با اوست
دیـــــویــــــد
گاهی فقط دعا خداوندا! دنيای آشفته ی درونم را كه تنها از نگاه تو پيداست ، با لالايي مهربان خود ، آرام كن تا وجود داشتن و بودن را ، به زيبايی احساس كنم
دیـــــویــــــد
الهی
در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد
ولی خویش را نمیکاود تا به مخزن حقائق برسد . .
دیـــــویــــــد
قلبها دریچه نفوذند و آنانکه صادقانه نفوذ کند، پایدارترین مهمان است
دیـــــویــــــد
رندی را پرسیدند فرق میان پوشک و [!]ه چیست؟ نعره ای زد و هویی کشید وپاسخ بداد:در ذات یکی اند لیک ان را زیر گه گذارند و آنرا روی گه...
دیـــــویــــــد
گفت: جبران می کنم، گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روح شکسته را؟ دل مرده اما تپنده را؟ حالا من هیچ!!
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 15 دقيقه قبل