دیـــــویــــــد
مست عشقم مست شوقم مست دوست / مست معشوقی که دنیا دست اوست . . .
دیـــــویــــــد
نازی ناز کن که نازت یه سرو نازه نازی ناز کن که دلم پر از نیازه شب آتیش بازیه چشمای تو یادم نمیره هر غم پنهون تو یه دنیا رازه نازی جون باغت آباد شه ، خورشیدت گرم کبکای مست غرورت ، سینه شون نرم نقش تو نقش یه پیچک توی چشم انداز ایوون من نسیم پاییزم ، دلم پر از شرم.... منو با تنهاییهام تنها بذار ، دلم گرفته روزای آفتابی رو به روم نیار ، دلم گرفته نقش من نقش یه گلدون شکستس بی گل و آب برا موندن ، توی ایوون بهار ، دلم گرفته...
دیـــــویــــــد
سلاممممممممممممممممممممممم
دیـــــویــــــد
الهی! اگر مستم و اگر دیوانهام، از مقیمان این آستانهام، آشنایی با خود ده كه از كائنات بیگانهام.
دیـــــویــــــد
اون گوشه از قلبم، که مال هیچکس نیست;کی با تو آروم شد، اصلا مشخص نیست
دیـــــویــــــد
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم... که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود... و من ... روبه روی تو ... می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم !............!
دیـــــویــــــد
روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش واماندگان از گله هاست / دوری از یاران مکن ای باوفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست .
دیـــــویــــــد
آدمهای ساده را دوست دارم همان ها که بدیِ هیچ کس را باور ندارند همان ها که برای همه لبخند دارند همان ها که همیشه هستند برای همه هستند... آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان می زند... یا درس ساده نبودن بهشان می دهد... آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب "آدم" می دهند
دیـــــویــــــد
sssssssssssssalammmmmmmmm
دیـــــویــــــد
نمی دانم چه می خواهم بگویم؛ /زبانم در دهانِ باز، بسته است. /درِ تنگ قفس بازست و، افسوس /که بال مرغ آوازم شکسته است
دیـــــویــــــد
شانه ات مجاب ام می کند در بستری که عشق تشنه گی ست زلال شانه های ات هم چنان ام عطش می دهد در بستری که عشق مجاب اش کرده است.
دیـــــویــــــد
در این دنیای جان فرسای حسرت زای بی فردا، خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من، جه بشکن بشکنی دارد فلک در کار سرمستان تو پیمان بشکنی نشکستن پیمانه اش با من
دیـــــویــــــد
شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتيم اما حالا كه ناخواسته به آن دعوت شده ايم بهتر است تا مي توانيم برقصيم
دیـــــویــــــد
زندگی رنج است و دلیل رنج، وجود خواسته ها و ناپایندگی خوشیهاست. راه رهایی از رنج، راه رهایی از خواسته هاست.
#علیرضا-بلوری
13 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل