azadeh
من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم نام مرا گذاشتند با جنبه....بی آنکه بدانند، خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود...
azadeh
گرگـــــــــــــها همیشه زوزه نمی کشند ، گاهی هم می گویند "دوستـــت دارم " و زودتر از آنـــــــــکـــــِ بفهمی بـــــره ای ، میدرند خـــــــاطراتت را و تو میمانی با تنی که بوی گـــرگ گرفتـــــه...!
azadeh
اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته است. . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ... وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم ، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم ...
azadeh
اینکه آدم حرفی نمیزند نه اینکه دردی نداشته باشد؛ از یک جایی به بعد آدم خودش میفهمد که حرف زدن فایده ای ندارد.... بخاطر همينه كه مدتيه حرف ميزنم اما ... حرفهايم را نميزنم
azadeh
عادتــــ میکنم بـﮧ داشتن چیزی و سپس نداشتنش .... بـﮧ بودن کسی و سپس نبودنش تنها عادت میکنم نـﮧ فراموش