دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
زن - مجرد
امتیاز: 3777

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(70 گروه)

بازدید

azadeh
685219_LhRO1fy0.jpg azadeh

پوشیده . . . رو بازوهای یِ نفر آروم خوابیده . . .

یک آقایِ مثلا نویسنده
یک آقایِ مثلا نویسنده

و نوشته ی همین الان . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
α√α ...
1.JPG α√α ...

وارد هــر ای نـشین... الـکـی نکـنیــن ... الکـــی نکنیــن... الــکـــی بهش نگیــــن رسیــــدی بزن و از رو بــــرو... خودت باش... اسمشو با لوندی صدا نکنین که طرف بگــه جووووونم... هی نــگید مــن... خرگـــــوش من و من اینــــا... اون داره حرفــاتو میکنه... داره بهــت میشه... اما داری بـــاهــاش میکنی... نکن , یــه انسان رو نــــابود نکن... برای و تکیــه کلامت .....!

و 23 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

مـمـکـنـه روزهـا بـا یـه شـنـاخـتـی سـر کـنـی ولـی . . . یــه جـمـلـه . . . فـقـط یـکـی هــــاااااا . . . کــافـیـه نـشـونـتــ بـده "تــَه" قـضـیـه " " چــیــه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

آدمـهـا وقـتـی مـی انـدیـشـنـد کـه تـمـام راه هـای احـسـاس را بـسـتـه می بـیـنـنـد . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

بیاین یاد بگیریم در مورد کسی الکی قضاوت نکنیم.تا کسی رو نمی شناسیم در موردش قضاوت نکنیم.بر اساس حرف های دیگران سعی نکنیم طرف رو تا پای چوبه دار ببریم و هزار طعنه و زخم بزنیم.بیاین یاد بگیریم اگه کسی می خنده دلیل بر خوش بود و نداشتن هیچ غمی نیست و...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
yedokhtare 웃
Avazak_ir-Love483.jpg yedokhtare 웃

همه گفتند: بخشش از بزرگان است، من بخشیدم و هیچ کس نگفت چقدر بزرگ شدى همه گفتند: بلد نبودى حقت را بگیرى …!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
8800bf757c264938683e5ce0711d24ff-425 Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

وزنت را می کشم درسم را می خوانم کاری به کار کسی ندارم پس شما هم لطفی کنید و وزن سیریتان را بکشید تا من دکتر شوم و جان شما را نجات دهم

این ارسال را بازنشر کرده است.
mazda
mazda

دﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ! ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ......... . ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، ﺑﯿﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑﺲ ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ. ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩﻧﺪ! ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ: ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ، ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ، ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ!

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mehdi I
1392-2-14 (2).jpg Mehdi I

اخه چه خوابی من کردم امروز

این ارسال را بازنشر کرده است.
√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

تو ای مادر که یک عمر دلت با غصه دم سازه / صبوری های تو مادر من و به گریه می ندازه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ماه
ماه

راهت دور است، از آن دورهای فرسنگی/ بخواهی هم نمی توانی برسی، به فریادم..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نیلـツــو
878.jpg نیلـツــو

استــادانِ محــترمم! نــصفِ شبـــی خــلاق شُــدم! : دی

این ارسال را بازنشر کرده است.
تازه وارد !!!
تازه وارد !!!

نسل سوخته....نسل خاکستری...نسل هرچی که اسمش هست.............کی باید تاوان فنا شدن بهترین سالهای عمرمون رو پس بده؟؟؟............سوختیم و دم نزدیم......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
azadeh
azadeh

؟؟؟؟؟واسه اولین بار یکی میاد تو زندگیت میگه دوستت داره تو هم خوشت میاد چون تورو دوست داره کم کم به هم عادت میکنید وابسته میشید یه جواریی که فک میکنید بدون هم بودن واستون محال شده این رابطه میشه عشق اول..........................

این ارسال را بازنشر کرده است.