دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
زن - مجرد
امتیاز: 3777

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(70 گروه)

بازدید

azadeh
685219_LhRO1fy0.jpg azadeh

پوشیده . . . رو بازوهای یِ نفر آروم خوابیده . . .

azadeh
azadeh

نم نم عشقت را با دریای محبت دیگران عوض نمیکنم !

azadeh
ghalb1.jpg azadeh

در جلسه ی امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید ! یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی … درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود ، در این سکوت بغض آلود … قطره اشکی هوس سرسره بازی می کند و برگه سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می کشد ! عشق تو نوشتنی نیست … در برگه ام کنار آن قطره یک قلب می کشم ! وقت تمام است ، برگه ها بالا …

azadeh
barfuss_p1_by_west_kis-d45tojw.jpg azadeh

اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !!! “دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیایی !

azadeh
049.jpg azadeh

کاش داشتنت به راحتی دوست داشتنت بود …

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
azadeh
850.jpg azadeh

حرف تازه ای ندارم فقط زمستان در راه است … کلاه بگذار سر خاطراتی که یخ زده اند ، شاید یادت بیفتد جیبهایت را که وقتی دستهایم مهمانشان بودند !

azadeh
azadeh

در زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیرکند.. گوشت خودش را می کند و میداد تا جوجه هایش بخورند… زمستان تمام شد وکلاغ مرد اما بچه هایش نجات پیدا کردن.. وگفتند خوب شد مرد..راحت شدیم از این غذای تکراری…..

azadeh
azadeh

سخت ترین کار زمان دانش آموزی خوردن نارنگی زیر میز ، سر کلاس بود !

azadeh
623499_VxfEOhV6.jpg azadeh

“آدم” باش ، “هوا”یم را داشته باش … مگذار در این “هوا”ی بی کسی “حوا”ی “آدم” دگر شوم …

این ارسال را بازنشر کرده است.
azadeh
azadeh

موزیکــــــــــــــــ : ) [فایل]

azadeh
azadeh

میگفتند: سختی ها نمک زندگــــــی است….. امّا چرا کسی نفهمید “نمــــــک” برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست… مزه “درد” میدهد…!!

azadeh
azadeh

کاش کودک بودم که به هربهانه ای به آغوشی پناه می بردم و آسوده اشک می ریختم ! بزرگ که باشی باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی …

azadeh
azadeh

پرسید : چرا آسمان ابریست ؟ گفتم : تو نبودی با او درد دل کردم !

azadeh
azadeh

با او زیر بـاران راه میرفتم راه رفتن او را با دیگری دیدم و اشکایم باران شد شاید بــاران پارسال اشـکای کس دیگر بود...

azadeh
farapix_com_f83bcd0874ef650ed93554917a902785_farapix_com_8d49b7456c040b4f61db676c7be5e59c_aleksandra88-96 (2).jpg azadeh

چشمانم را به نابیـنایی میـفروشم تا کســی را که دوســـت دارم با دیگری نبینــم