دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
زن - مجرد
امتیاز: 3777

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(70 گروه)

بازدید

azadeh
685219_LhRO1fy0.jpg azadeh

پوشیده . . . رو بازوهای یِ نفر آروم خوابیده . . .

azadeh
azadeh

آنکه واقعا تـــو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی …

azadeh
09449084990854139715.jpg azadeh

بایـــــد یکیو داشتـــه باشی که وقتـــــــی خستــــه ، پــــــکر ، داغــــــون ، عصبـــــــی ، ... ، و مـــریض بودی نپرســه ، چـــــــــــرا؟ و هـی نصیحتــت نکنه..متـلک بگه دستـــتــو بگیره و بـگه : بــلند شــــو بریم یه دور بزنیم ، دوست ندارم این شکلی ببینمت ...

azadeh
azadeh

کم کم یاد خواهی گرفت......تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیرکردن یک روح را! این که عشق ،تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر نیست و یاد می گیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها ،معنی عهد و پیمان نمی دهند. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ خودت را پرورش دهی به جای این که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی... پای هر خداحافظی یاد می گیری که خیلی می ارزی....!!!

azadeh
farapix_com_022f47e3b13cb92cd6bb6e77161ff264_5eb11e3dfb5d6d7f6484fab25f32886c (1).jpg azadeh

دنیــــــــا کوچکتـــر از آن اسـت که گمشـده ای را در آن یــافته باشی هیـــــچ کس اینجــــــا گــم نمـــی شود، آدمـهـــــا به همان خونسردی آمده انــد چمـدانـشــــان را مـــی بندنــــد و نـــــــــاپدـــد می شوند یکی در مــــــــه ، یکی در غـــبـــــــار،یکی در بــــــادو بیــــرحم تـــرین شـــان در .... آنچه به جـای می ماند رد پــــــــایی ست و خـــــــــاطره ای که هر از گاه پس می زند مثل نســــیم پـــرده هــای اتـــاقـــت را!

این ارسال را بازنشر کرده است.
azadeh
download.jpg azadeh

دستم رو ميندازم دور گردنش صندلي ایی که بارها اشکهام بر رويش چکه کرده به ديوار سلام مي کنم و گاه که بي هوا بهش مي خورم ازش دلجويي مي کنم - ببخشيد آقاي ديوار ... و باز صندلي را با خودم مي چرخانم و مي رقصانم چپ ... راست ... چپ ... راست ... يادمه رقص بلد نبودم ! اما غم مرا هم به رقص وا داشته ! اشک هايم را مي خورم و باز با صندلي مي رقصم ... بلند بلند آواز سر مي دهم من خوشبختم چون غم دارم ... صندلي رو به دور خودش و خودم مي رقصانم فرياد مي کنم ... من با غم هايم خوشبختم با غم هايم مي رقصم

azadeh
c (13).gif azadeh

نمی‌دانم ! من در دوست‌داشتنت غرق شده‌ام ...؟ یا دوست‌داشتنت در من ...؟ هرچه هست جداییشان / درست بر عکس من و تو خیلی سخت است!

azadeh
54dfk7qi6o5of48hvx59.jpg azadeh

نــــــــــمک بر نپــاش ، باشــد ، این نـــــــمک ها را از سر سفـــــره من برداشتـــــــــی

azadeh
54dfk7qi6o5of48hvx59.jpg azadeh

نــــــــــمک بر نپــاش ، باشــد ، این نـــــــمک ها را از سر سفـــــره من برداشتـــــــــی

azadeh
azadeh

حــــــرف میـــزنی امــــــــا تلخ محــــبـــت می کنی ولـــــــــــــی ســـرد چـــه اجبــاری اســت دوســـت داشــــتـن مــن!

azadeh
azadeh

درد کشیـــــــــــدن مثل کشیدن خطهای رنگی روی کاغذ سفیـــــــــد، شاهکاری می سازد به نام دیوانـــــــــــــــــگی...! و من این شاهکار را به قیمت همه فصلهای قشنگ زندگیم خریده ام... تو هر چه می خواهی مــــــــــــرا بخـوان ... دیـــــوانــه ، خـودخــــواه ، بی احســاس............... نمــــــی فروشـــــــــم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

azadeh
wWw.White-Sky.Blogfa.CoM (969).jpg azadeh

آرامش پی حس همون روزام، پی احساس آرامش همون حسی که این روزا، به حد مرگ میخوامش دلم میخواد عاشق شم، آخه فکرت شده دنیام اگه عاشق شدن درده، من این دردو ازت میخوام

azadeh
azadeh

یه همکلاسی راهنمایی دبیرستانت میبینتتو میگه وای چه عوض شدی،آدم خجالت میکشه که پدرسگ هنوز اون قیافه تخمیه اول صبامو تو صف صبحگاهی یادشه.

azadeh
101225115000.jpg azadeh

سـوزش شلاقـهایی که از خواب غفلــــــت بیدارمان می کنند بهتــــر از نــــرمی دستانـــی ست که خوابــــــــمـــــان میـکنند

azadeh
Untitled.jpg azadeh

گاهی ممکن است از جایی، از موقعی، از کسی، رد شوی و تکه ای از تو به گوشه اش گیر کند و کنده شود. وقتی کمی از تو جایی جا ماند، کم می شوی! بدون آنکه خودت بخواهی قسمتی از تو دیگر همراهت نیست و یک جایی بیدار ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند. گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش، پشت میز گوشه کافه ی همیشگی، زیر یک درخت در انتهای باغ، توی یک کوچه، یک آسانسور ، تو جدا می شوی و تکه ای از تو جا می ماند، بدون آنکه خودت جا بمانی. آنوقت یک روزی می رسد که خودت را جمع می کنی، تکه تکه ات را سرهم می کنی و می روی و جای دیگری پهن می شوی. اما یک شب که حواست نیست، صدایی می شنوی، چیزی می بینی، از جایی رد می شوی، که یادت می افتد هنوز یک تکه ات، همان تکه ات، جایی ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند… هنوز یک تکهء لعنتی ات جایی جا مانده است.

azadeh
c (19).gif azadeh

گاهی اونقدر دلگیر و دلتنگم که می گم : خدایا!زندگی به این بی اهمیتی و پوچی برای چی می گذرونم؟بی هیچ امیدی! و گاهی هم حتی یه اتفاق کوچیک یه دیدار ساده اونقدر امیدوارم می کنه که عروسکم رو محکم بغل می گیرم و حتی زودتر از همه خواب می رم که شاید خوابشو هم ببینم!!... زندگی منو باش که به چه چیزایی بستگی داره خداییش!!.. دیدن کسی عرض ۱ ثانیه!۱ ثانیه فقط و فقط ۱ ثانیه!!... اونقدر خوشحالم کرد که احساس بی وزنی هم دیگه واسه وصفش کمه! و اونقدر غمگین شدم که تموم اون راهی که واسه دیدنش رفتم رو موقع برگشت فقط اشک ریختم! سرم درد گرفته بود و تموم خاطره هام جلو چشمام رژه می رفتن! چاره ای نداشتم جز اینکه سرم رو به شیشه تکیه بدم و چشمامو ببندمو وای از خاطره ها!.......