دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azadeh
زن - مجرد
امتیاز: 3777

دنبال‌شدگان

(461 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(483 کاربر)

گروه‌ها

(70 گروه)

بازدید

azadeh
685219_LhRO1fy0.jpg azadeh

پوشیده . . . رو بازوهای یِ نفر آروم خوابیده . . .

azadeh
13253401153.jpg azadeh

چه گریزیست ز من؟ چه شتابیست به راه؟ به چه خواهی بردن در شبی اینچنین تاریک پناه؟ مرمرین پله آن عاج سفید ای دریغا که ز من بس دور است!..... لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است...............

azadeh
azadeh

همیشه ازفاصله هاگله داریم. شایدیادمان رفت که درمشقهای کودکیمان برای فهمیدن کلمات کمی فاصله هم لازم بود..

azadeh
azadeh

شبتونــــــــــــــــــ خـــــوش :-)

azadeh
Aksneveshte-radsms18.jpg azadeh

تو منو داری غصه نخور !

azadeh
Aksneveshte-radsms05.jpg azadeh

الهیییییییی چه انتظاری میکشه !

azadeh
12.jpg azadeh

دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!! تو نوشتی از من: من که تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گریه کردم با تو خندیدم و رفتم تا عشق نازنیم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخترین انسانم... ولی افسوس مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
azadeh
azadeh

مي گويند : شاد بنويس … نوشته هايت درد دارند! و من ياد ِ مردي مي افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ي خيابان شاد ميزد… اما با چشمهاي ِ خيس … !!

azadeh
f (1).gif azadeh

هنـــــوز هــــم ، حــــوالی خــــواب هـــــای شــــبانــــه ام پرــــسه مــــیزنی لعنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتی دیـر وقـــت اســـــــــت ، آرام بگـــــــیر بُگــــذار یکــــ امشـــب را آســــودهـ بخوابـــــم……

azadeh
Avazak_ir-Love984.jpg azadeh

بعد از مدت ها دیدمش! دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن… خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم… تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر نکرده… دستات بــــ دستای اون عادت کرده

azadeh
prisonlove30 (4).jpg azadeh

چشمانم غرق در اشکهایم شده .... دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی .... همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد... انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم... این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران ن...بودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت .... دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام.... فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم.... دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟

azadeh
58061785178936825430.jpg azadeh

هیس … حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام بگو کسی حرفی نزند بگذار لحظه ای آرام بگیرم …

azadeh
azadeh

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی به جز سلام نتونی بگی !

azadeh
azadeh

جناق میشکستیم و میگفتیم یادم تو را فراموش ، امروز تمام استخوانهایم شکسته و هنوز فراموشت نکردم

azadeh
azadeh

مجــــازی هستیم... امــــا... دلمــــــان مجازی نــــیست میشکند... حواست به تایــــپ کردنت باشــــد!!

azadeh
azadeh

پشت چهار راه ... پشت فرمان ... نشسته ام و به تضادِ ذهن خود و دخترک گلفروشی فکر می کنم که چراغ را قرمز می خواهد و من سبز . . . !