azadeh
نسلـی هستــیـم ، که روزهــا میخــوابیــم.. و شبــهـا بیـــــداریـــم ! چــون.. تــاریـکی شب ، بـــرامــون.. قــابــل تحمـّـل تــر از "تـــاریــکی" روزهــامــونــه !!!
azadeh
امروز دوباره دلمـ شِکستـ . . . از همانـ جاے قبلے . . .! کاش میشد آخر اِسمَتـ نقطه گذاشتـ تا دیگر شُروع نشوے! کاش میشد فریاد بزنَمـ: "پایانـ" دلمـ خیلے گرفتهـ . . . اینجا نمیتوانـ بهـ کسے نزدیکـ شد! آدَمها از دور دوستـ داشتنـے ترند . .
azadeh
رَ فـتــــــــــــــــ ؟! بهـ سلامَــتــــــــــ ؛ مَن خُدا نيستم بگويمــ : صَــــد بار اگـر توبهـ شِکستي باز آيــــــــــ... آن کهـ رَ فتـــ ... بهـ حُرمتــــــ آن چهـ با خـود بُرد حَق بازگشت نَـــــــدارد رَفتنش مَــــــــــردانهـ نَبود... لااَقــــــــــل مـَـرد باشــ و برنگرد خـَـــط زَدن بَر مَن پايان ِ مَن نيست پایان چراغهای روشن من است که خاموش شد.....
azadeh
آدم برفی هم که باشی دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد، دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد، تا گرمت کند ، تا آرامت کند. مهم نیست آب شدن... ،نیست شدن... مهم آن آرامش است حتی برای چند لحظه...!
azadeh
اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته است. . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ... وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم ، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم ...
azadeh
مـــــــــن زخمــــــــهاي بي نظيري به تــن دارم اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرينشان بودي ، عميـــــق تــــرينشان ، عــــزيــــــــز تـــرينشان ! بعــد از تــــ ـــو آدم هـــا ... تنها خــــراش هاي کوچکي بودند بــر پوستـــــم... که هيچ کـــــــدامشان به پاي تـــــ ــــــو نــــــرسيــدند ...
azadeh
یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همانگونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز " خودت " بوده ای!!!
azadeh
اینکه آدم حرفی نمیزند نه اینکه دردی نداشته باشد؛ از یک جایی به بعد آدم خودش میفهمد که حرف زدن فایده ای ندارد.... بخاطر همينه كه مدتيه حرف ميزنم اما ... حرفهايم را نميزنم
azadeh
خوبـــــــــــ که با خــودم فکر میکنم میبینم اینهمه نبودنتـــــــ ، اینهمه نداشتنتــــــــــ خیلی هم تقصیر تو نیست ! من قانـــون بازی را بـــلد نبودم …
azadeh
آهااااای غریبـــــــــــــه : از اون دیوار ترک خورده و کوتاه رفاقت فاصله بگیر ، بارها به روی من ریخته است !