azadeh
من که از اینجا نمی روم ... تو هم که هیچوقت نمی آیی ! میخواهم بدهم درهای بی دستگیره بسازند برای این خانه . . .
azadeh
آخه ما دخترا چیکار کنیم از دست شما.خداییش گناه داریم !!! بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سریع جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه آروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهر و پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !
azadeh
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش...!!!؟؟؟
azadeh
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری می شکند می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم کاش می شد سرنوشت را با ان روزها شیرینم عجین کرد بغض کهنه ای گلویم را آزارد نفرین به بودن وقتی با درد همراست ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند تنها با خاطراتم خوشم
azadeh
زمـــانــی فــرا مــی رســد كــه بــايــد رفــت حــتــی اگـــر جــای مــشــخــص و مــطــمـئــنــی در انــتـظــارت نــبــاشــد!
azadeh
"خدایــــــــــا"دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن....
azadeh
- کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد: خاطره خشکیه، خاطره خشکیه اونوقت همه خاطراتتو،همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش
azadeh
دلم شکست خودم هم نمی دونم چرا شاید واسه اینه که نه کسی منو میبینه نه حاضره به حرفام گوش بده .بعضی وقتا به بودنم شک می کنم.شدم یه آدمی که فقط و فقط واسه یه نفر داره نفس می کشه بخاطر وجودش می دونم شاید اوتم بعضی موقعه ها حوصله منو وحرفامو نداشته باشه ولی خوبیش اینه که من همیشه واسه شنیدن حرفاش آماده ام و از شنیدن صداش خوشحال می شم.می دونم ممکنه حرفام رو باور نکنه ولی دست خودم نیست بدجوری دوسش دارم.نمی تونم دوریش رو تحمل کنم .نمی تونم چشماشو فراموش کنم.نمی تونم ناراحتش کنم واقعا نمی تونم..... دلم می خواست فقط مال خودم بود .دلم می خواست تا آخر عمرم باهاش باشم ولی شاید توقع زیادی باشه ممکنه اون دوست نداشته باشه تا آخر عمر من باهام باشه این بزرگترین آرزوی منه کاش می شد بهش رسید. دلم نمی خواد بگم خدایا این آرزومو براورده کن می دونی چرا چون ممکنه اونی که من دوسش دارم و می خوام باهاش باشم منو نخواد .پس آرزو می کنم هر چی اون می خواد و آرزوشه براورده بشه.
azadeh
فتر عشـــق كه بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــ
azadeh
رسم زندگی... رسم زندگی این است یک روز کسی را دوست می داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی؟ این رسم زندگی است...