دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پرتغال کوکی

دلم اهل شکایت نیست ... بیخیال حرفائی که تو دلم جا مونده ... درباره »
پرتغال کوکی
مرد - متاهل
امتیاز: 1747

دنبال‌شدگان

(231 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(230 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا،مردم دعوی خدایی و پیغمبری می کردند و اکنون نمی کنند؟ گفت: مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید نه از پیامبر!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

مولانا قطب الدین شیرازی را عارضه ای روی نمود. مسهلی بخورد. مولانا شمس الدین عمیدی به عیادت او رفت. گفت: چون شنیدم که دیروز مسهل خورده بودی، از دیروز به دعا مشغول بودم. گفت آری از دیروز از شما دعا بود و از ما اجابت!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

کودکی در آغوش سیاهی می گریست. سیاه به او دل می داد که مترس من با توام. طفل گفت: من از خودت می ترسم.

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

مردی روستایی را پسر به حد مردان رسیده بود. روزی با زن گفت: اگر سختی معاش ما بپاید باید خر را فروخت و برای پسر عروسی کرد. پس از آن روز هر وقت پدر به سخنی آغاز می کرد، پسر کلام او را بریده می گفت: بابا از خر بگو!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

گویند مردی بر لب رودخانه رخت می شست. ناگهان شتری را دید که به سوی او می آید. برفور تشت را واژگون کرد، و برای ترساندن شتر به تشت کوبی پرداخت. شتر گفت: برادر! بیخود به خودت زحمت مده، من شتر نقاره خانه ام از این سروصداها بسیار شنیده ام!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

دهقانی در اصفهان، به در خانه ی خواجه بهاالدین صاحب دیوان رفت. با خواجه سرا گفت که با خواجه بگوی که: خدا بیرون نشسته است با تو کاری دارد. او با خواجه بهاادین بگفت؛ به احضار او فرمان داد، چون در آمد، پرسید: که تو خدایی؟ گفت: آری؟ گفت چگونه؟ گفت: من پیش از این ده خدا، باغ خدا و خانه خدا بودم. نائبان و عاملان تو، ده و باغ و خانه از من به ظلم بگرفتند، اکنون تنها خدا ماند!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

چون تیمور (771-807ه.) فارس را تسخیر کرد و شاه منصور (789-795ه.) را بکشت. خواجه حافظ شیرازی را طلب کرد. چون حاضر شد، تیمور آثار فقر را در چهره ی او نمایان دید، گفت ای حافظ من به ضرب شمشیر تمام روی زمین را خراب کردم تا سمرقند و بخارا را آباد کنم و تو آن را به یک خال هندو می بخشی و می گویی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقندوبخارا را حافظ گفت: از این بخشندگی هاست که به این روز افتاده ام!

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

خواجه ای بدشکل، نایبی بدشکل تر از خود داشت. روزی آینه داری آیینه به دست نایب داد. آنجا نگاه کرد. گفت سبحان الله! بسی تقصیر در آفرینش ما رفته است. خواجه گفت: لفظ جمع مگوی، بگوی: در آفرینش من رفته است. نایب آیینه پیش داشت و گفت: خواجه اگر باور نمی کنی تو نیز در آیینه نگاه کن.

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

می گویند پسر " یغمای جندقی " از پدر پرسید : " پدرجان ! بعد از مرگت تو دلت می خواهد من چه کاره شوم ؟ " یغما گفت : پسرجان برو حکیم بشو ! پسر پرسید : فلسفه ی این کار چیست ؟یغما گفت : برای اینکه هر چه از این جنس دوپا از مرگ نجات دهی اجر دنیا داری و آنچه از آنها بکشی اجر آخرت !

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود اون که تو قصه مونده بود از اون یکی جدا نبود ماه پیشونی رها بود از طلسم دیوای سیاه پلنگ عاشق می پرید تا لب شیروونی ماه سیاوش شاهنامه رو کاش کسی گردن نمی زد کاش کسی توی قصه ها از عاشقی دم نمی زد

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

بزرگی با اشاره به این که انحرافات و بدعت ها به اساس عزاداری حسینی ضربه می زند، به بیان خاطره ای از آیت الله میرزا جواد تبریزی پرداخت و گفت: استادمان روزی از دست یکی از مداحان در روی منبر گریه کرد و فرمودند « برخی از مداحان می آیند و می گویند که مثلا من سگ حسینم! مگر امام حسین (ع) سگ می خواهد! اباعبدلله (ع) انسان هایی مثل حبیب، مسلم بن عقیل ، علی اکبر، عباس بن علی و ... می خواهد ؛ کسانی که عارف به دین باشند و به معنای حقیقی انسان باشند. همه ما هم باید به چنین الگوهای راستینی تأسی کنیم و سعی نماییم نه در حرف و شعار، بلکه در عمل، امام حسینی باشیم و مهم تر این که حسینی باقی بمانیم. به تعبیر استاد شهید مطهری در روزگار کنونی ما باید برای دروغ هایی که به امام حسین(ع) بسته اند، گریه کنیم !

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

خانم باربارا والترز که از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریکاست سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در کابل تهیه کرد. در سفری که به افغانستان داشت متوجه شده بود که زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند. خانم والترز اخیرا نیز سفری به کابل داشت ملاحظه کرد که هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و علی رغم کنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند. خانم والترز به یکی از این زنان نزدیک شده و می پرسد: چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینکه سنت دیرین را که زمانی برای از میان برداشتنش تلاش می کردید همچنان ادامه می دهید؟ این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید: بخاطر مین های زمینی .... نتیجه اخلاقی این داستان: مهم نیست که به چه زبانی حرف بزنید و یا به کجا بروید پشت سر هر مردی یک زن باهوش قرار دارد.

پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

بارپا پاپا عوض میشه اسم کاربریم از اسمان آفتابی به پرتغال کوکی تغییر پیدا کرد .. مبارک باشه ...

هرگز ناامید نشوید، زیرا ممكن است آخرین كلیدی كه در دست دارید قفل را بگشاید.

این ارسال را بازنشر کرده است.
پرتغال کوکی
پرتغال کوکی

خب واقعن به خودم خسته نباشید میگم با 104 پست که نوشتم شدم 97 واقعن دست و پنجولم درد نکنه حسابی زحمت کشیدم میدونم ... از ایشون هم که کلیک رنجه کردن و تک تک پستهامو ساین کردن ممنونم ... خیلی خستم میخوام برم گود نایت همه باشه ایشالا ...