پرتغال کوکی
آورده اند که گرگی و شتری خانه یکی شدند و قرار گذاشتند که از آن پس جدایی از میان برداشته شود و دو خانواده ، یکی بشمار رود و مابین کودکان آنها هم تفاوتی نباشد. روزی شتر برای تلاش معاش به صحرا رفت. گرگ یکی از بچه های او را خورد و در گوشه ای خزید. چون سروکله ی شتر از دور پیدا شد ، گرگ پیش دوید و گفت : ای برادر بیا که یکی از بچه هایمان نیست. شتر بیچاره نگران شد و پرسید: یکی از بچه های من یا بچه های تو؟ گرگ پاسخ داد : رفیق بازهم من و تویی کردی؟ یکی از آن پاپهن ها!
پرتغال کوکی
ابلهی در حالت نزع افتاد. وصيت كرد كه در شهر پاره هاي كهنه پوسيده بطلبند و كفن او سازند. گفتند: غرض از اين چيست؟ گفت: تا چون منكر و نكير بيايند پندارند كه من مرده اي كهنه ام، زحمت من ندهند.
پرتغال کوکی
از حکیمی پرسیدند: چه موقع برای غذا خوردن مناسب است؟ گفت: ثروتمند هروقت بخواهد و فقیر هروقت بتواند!
پرتغال کوکی
پیرزن 80 ساله ای از یك فروشگاه دزدی می كنه.وقتی میره پیش قاضی ، قاضی میپرسه :چی دزدیدی؟ پیرزن میگه:یك قوطی هلو قاضی می پرسه كه چرا قوطی هلو ها را دزدیدی و پیرزن جواب میده كه گرسنه اش بوده قاضی می پرسه چند تا هلو تو قوطی بوده و پیرزن میگه 6 تا قاضی میگه پس تو را به شش روز زندانی محكوم میكنم قبل از اینكه قاضی حكم را صادر كنه شوهر زن با صدای بلند از قاضی در خواست میكنه كه یه چیزی بگه قاضی میپرسه چی می خواهی بگی شوهره میگه : زنم یه قوطی نخود فرنگی هم دزدیده
پرتغال کوکی
قوانین شرکت در جلسه .... ۱-هرگز سر وقت در جلسه شركت نكنيد .اين نشانه بيكاري و ناوارد بودن شماست. ۲- تا وسط جلسه هيچ حرفي نزنيد. اين كار باعث ميشود كه به نظر ديگران عاقل جلوه كنيد. ۳- تا جايي كه امكان دارد خود را گيج و منگ نشان دهيد.اين كار باعث ميشود كه ديگران كمتر ناراحت شوند. ۴- هرگاه در باره موضوعي شك كرديد پيشنهاد تشكيل كميته اي براي برسي موضوع بدهيد. ۵- هميشه اولين نفري باشيد كه پيشنهاد تنفس ميدهد. اين كار باعث محبوبيت شما ميشود زيرا همان چيزي است كه همه انتظارش را ميكشند.
پرتغال کوکی
خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چالهای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چالهی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگماردهاند؟» گفت: «میدانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!
پرتغال کوکی
روزي هارون الرشيد از بهلول پرسيد: بزرگ ترين جانور دريا کدام است؟ گفت: نهنگ پرسيد: بزرگ ترين جانور خشکي کدام است؟ گفت: استغفرا... کدام جانور را جرات آن باشد که خود را بزرگ تر از حضرت خليفه پندارد؟
پرتغال کوکی
یکی از کارکنان شرکت « آی . بی . ام » اشتباه بزرگی مرتکب شد و مبلغ ده میلیون دلار به شرکت ضرر زد. این کارمند به دفتر واتسون(بنیان گذار شرکت « آی . بی . ام ») احضار شد و پس از ورود گفت:« تصور می کنم باید از شرکت استعفا دهم.»تام واتسون گفت: شوخی می کنید ما همین الان مبلغ ده میلیون دلار بابت آموزش شما پول دادیم !!!
پرتغال کوکی
روزی سر کلاس آموزش مخابرات فرق بی سیم «اسلسون» را با بي سيم «پی آر سی» از بچهها پرسیدم. یکی از سربازا دستش را بلند کرد، گفت:« مو وَر گویم؟» با خنده بهش گفتم: «وَر گو. » گفت: «اسلسون اول بیق بیق مِنه، بعد فیش فیش منه. ولی پی آر سی از همو اول فیش فیش مِنه.» کلاس آموزشی از صدای خنده بچهها رفت رو هوا.
پرتغال کوکی
درست است که کشتی ها در لنگرگاه در امانند ولی آنها برای این کار ساخته نشده اند.
پرتغال کوکی
شخصی می گفت من شانزده سال دارم . بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی شانزده سال را دیگر ندارم.
پرتغال کوکی
مردی بزغاله ای یافت. بدو گفتند: واجب است در معابر ندا دهی تا اگر مالکی دارد، بیاید و گم گشته ی خویش بستاند. مرد در شوارع فریاد می زد:«آی صاحب» و آهسته می گفت:«بزغاله» و مقصودش اینکه هم به واجب شرعی عمل کرده باشد و هم صاحب بزغاله نشنود!
پرتغال کوکی
کاروانی از مردمان ... که به جبن و بددلی مشهورند به حاکم شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفر مارا غارت کردند. حاکم به تعجب پرسید: چگونه صد تن با دو تن برنیامدند؟ یکی از آنان در پاسخ گفت: آنها دو نفر بودند همراه ما صد نفر بودیم تنها!
پرتغال کوکی
کاروانی از مردمان ... که به جبن و بددلی مشهورند به حاکم شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفر مارا غارت کردند. حاکم به تعجب پرسید: چگونه صد تن با دو تن برنیامدند؟ یکی از آنان در پاسخ گفت: آنها دو نفر بودند همراه ما صد نفر بودیم تنها!