Ehsan
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟ که ناگه دامن از من درکشیدی چه افتادت که از من برشکستی؟ چرا یکبارگی از من رمیدی؟ چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی ندیم و مونس و یارم تو باشی دل پر درد را درمان تو سازی شفای جان بیمارم تو باشی -
Ehsan
ای امید دل من کجایی همچو بختم کنارم نیایی آشنا سوز و دیر آشنایی یا بلای دل مبتلایی بی وفا ، بی وفا ، بی وفایی ,,,,,,,,,,
Ehsan
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه
Ehsan
با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ،این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است ,,,,,,,,,,,,
Ehsan
بارالها ، میدونم شوخیت گرفته، اما ما که هم سن نیستیم .... نکن ..!!
Ehsan
مارها هرچقد هم که خوشحال باشن تهِ ذهنشون از اینکه نمیتونن گلیاپوچ بازی کنن ناراحتن ,,,
Ehsan
هوس یک بوسه ی فرانسوی.. میان سر مستی یک تانگوی مرگبار.. هی لعنتی.. من چشم به راه توام.. .....
Ehsan
به سلامتي اووني كه باهات روراسته حتي وقتي ميدونه با دونستن خيلي چيزا ممكنه ناراحت بشي !!!
Ehsan
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را.. ولـی بـا ایـن هـمـه، گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد ,,,,
Ehsan
چقدر اون لحظه خوبه وقتی یکی از ته قلبش بهت میگه من دوست دارم بعدش دستت رو میگیره میگه عیبی نداره من باهاتــــم تا ته ته ـــ تهش باهاتم
Ehsan
تنهایی من خیلی وقت است با تنهایی هایم کنار آمده ام، اگر چه که تنهایی با من کنار بیاید! تنهایی را در آغوش خواهم گرفت، بی آن که ترسی از خنجر خوردن و زخم زبان را داشته باشم. هر چه باشد، چیزی دلم را نخواهد شکست. در پیله تنهایی مالک حس هایم خواهم بود!
Ehsan
هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود. می شود به آنها تکیه کرد. اهل ناموس بازی نیستند! می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد ... هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد ... بكرند نابند لمس نشده اند
Ehsan
من نمی دونم چرا بابانویل کادو میده اما حاجی فیروز گدایی میکنه!آخه چه وضعشه؟دلمو به چی خوش کنم؟:
Ehsan
مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري! مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي! مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري ! مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد! مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود! مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن,,,,,,,,,,
Ehsan
تا آمدیم در دنیا " کیف مان " را بکنیم، " کیف مان " را به دست مان دادند و گفتند: زنگ تفریح تمام شد...