رضا (شهاب حسینی) توی فیلم " #حوض-نقاشی " به پسرش می گه : گریه نکن ! مرد که گریه نمی کنه .. ( بعد مکثی می کنه و گه) نه .. گریه کن اصلا گریه مال مَرده .. فقط سرت رو بگیر بالا و مث یه مرد گریه کن ... ...
من یک عمر است که یک وجب از سر خودم گذشته ام ...
از سر تمام رویا های بیست سالگی ...
از سر تمام آرزو های محال ...
دل تنگم ...
دل تنگه دخترکی که با مو های بلندش تمام قد برادرش را باور داشت ...
و هر شب از او برای خودش رابین هود می ساخت
وقتی لابه لای هزار فکر و خیال ترسناک کودکانه اش گم می شد ...
دخترکی که امید اول و آخرش دستان پدرش بود ...
و پایان تمام دل تنگی هایش ,نگاه بی منت مادرش ...
دستانت را روی هم نگذار ... موهایم را بباف ... / زمستان سختی در پیش است .. قرار است توو را گم کنم و تا عمر دارم هی دورِ خودم بگردم و نباشی ... قرار است یک سنگ را نشانم بدهند و بگویند تو آنجایی .../ و من ... / محکوم خواهم شد به باور این همه نبودنت ... دلم لک خواهد زد برای کوچکترین چیز ها ../ برای دستانت ... قرار است راهیِ کوچه های تنهایی شوم .../ با یک قاب خالی در دستانم ... و از هر کسی سراغت را بگیرم و بپرسم ... ندیده اید ؟ آنکه روزی تصویرش در این قاب بود .. / همیشه می خندید .../ من برایش می گفتم و می خندید ... ندیده اید ؟ برایم سر تکان خواهند داد ... دل خواهند سوزاند ... و لحنشان را برایم مهربانه تر خواهند کرد ... اما ... زمستان سختی در پیش است .../ دستم به پشت موهایم نمی رسد ... موهایم را بباف ... #ال-ناز
بعضی ها می روند اما بعضی ها جدی جدی می روند! می روند و گم می شوند و تنها غباری از خاطراتشان بر جلد پوستین کتابچه های ذهن می نشیند کافی ست کتابچه را باز کنی تا برگردی به چاهار سال پیش از مرگ آخرین بازمانده کولی های ستاره نشین حالا چه فرق دارد هنگام رفتن از آخرین دیدارتان عکسی بگیرد یا نگیرد بغضش بغضت را بشکند یا نشکند ... او قرص های ضد دلتنگی اش براهند ... او که نمی ماند توی این چار دیواری سیگار تمام کند! او می رود .... هی رفیق! وقت قرص هایت نگذرد!!؟ زمان بی رحمانه کند می گذرد به هنگام فراموشی!
سلام #ال-ناز بانو سال نو مبارک

13 سال و 6 ماه و 15 ساعت و 58 دقيقه قبلحالا اون شش تا میم دیگه چیا هستن؟