اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود.
اميررضا
کتاب «علی قمصری» با عنوان «هارمونی موسیقی ایران» ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران رونمایی شد..
اميررضا
سیــــــــــر شدم . . . بس که ســـــــرد و گـــــــــــرم روزگار را … چشیدم ! ! خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ ! همینکه مردیم . . . شادروانمان می کنی ؟
اميررضا
بیابانی است زندگی که ، نبودنت را ، دلشوره می زنم ، پس از هر اشک بارانی!
اميررضا
براي استاد حسن كسائي دعا كنيد...
اميررضا
من و تو ناگزیرِ از هم از این تکرار بیهوده .... که تنها لحظه ی عادت تمامِ جرم ما بوده .... کنار هم ولی دلتنگ چه سرد و بی صدا موندیم........ نفهمیدیم کجا و کِی. میونِ قصه جا موندیم.... نگاهامون گریزونن از این لبخند تکراری ..... باید دلسوزِ هم باشیم تو قانونِ خود آزاری..... تو چشمامون پُر از تحریر ، دلامون همنشینِ غم..... تو دنیایی پُر از سازش ، پُر از تنهاییِ با هم .... من و تو با هم غریبیم، زیر این سقف شکسته..... وقتی که دستای عادت پَر و بالمونو بسته ....خیلی وقته که بریدیم واسه هم حرفی نداریم...... با همه تلخی می مونیم اما دَم برنمیاریم........ نه این ویرونه کاشونه ست .... نه تو لیلی نه من مجنون..... نه موندن چاره ی کاره .... نه می شه دل برید آسون.... باید از نو گذشت اما .... نداریم طاقت دوری..... تا کِی می شه کنار اومد..... با این خوشبختیِ سوری ؟؟؟؟
اميررضا
بعضــی چیــزها با مــاندن یا رفتــن تمــام نمــی شوند... ادامـــه دارند.... و ایــن ادامــه آدم را نــابود می کنــد...
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 7 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 56 دقيقه قبل