اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
خیالبافم .... به من پشت هم که میکنی .... گیسوانت را می بافم.
اميررضا
توسط موبایل
کاش دخترم شبیه تو بود... کاش تو مادر دخترم بودی.. بعد ِسالها هنوز میگم جای این زن کاش تو همسرم بودی... این زن شبیه تو نمی بوسه.. این زن شبیه تو نمی خنده.. کاش مثل تو موهاش و وا می کرد.. اما همش موهاش و می بنده.. تو کنار مرد خودت خوشبختی، تو خوش بختی... من با یه زن اما فقط همخونم، یه هم خونم... گاهی وقتا اسمشم نمی دونم.. پریشونم .. پریشونم. تو خونمون هر شب زمستونه... من منشا سرمای این خونم... این واسه من می میره اما من.. تنها واسه تو زنده می مونم... لنزای رنگیش و که می ذاره.. تو خونه بهتر می شه رفتارم.. این زن همین که شکل تو می شه.. اون لحظه بش می گم : دوسش دارم.. تو کنار مرد خودت خوشبختی، تو خوش بختی.. من با یه زن اما فقط همخونم، یه هم خونم.. گاهی وقتا اسمشم نمی دونم.. پریشونم … پریشونم
اميررضا
توسط موبایل
گريه نميكنم نه اينكه سردم، گريه غرورمو به هم ميزنه... مرد براي هضم دلتنگياش گريه نميكنه، قدم ميزنه.
اميررضا
خدایا... دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها..... یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان..... یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
اميررضا
میان ماشینها می چرخید .... با دستمالی چرک به بهانهی پاک کردن شیشهها .... اما هیچ کس او را نمی دید .... هیچ کس سکهای به کاسهاش نمیانداخت... یک روز اتوبوس بیحواسی جانش را گرفت و خیابان به ناگهان کفاره باران شد از اسکناسهای بیحاصل.
اميررضا
من از این کــه تــو خوشبختی نه آرومــم نه دلگیرم .... یه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه می میرم
اميررضا
این روزها غصه هایم نا گفتنی تر از قبل است...آنقدر که لالم می کند!
اميررضا
چرا از چشمانت اجازه بگیرم!؟ وقتی سرخی صورتم حرفهایم را سانسور می کند!!!
اميررضا
کوک نمی شود این ساز لعنتی... وقتی چشم هایت نتی به من نمی دهد!!!
اميررضا
بر می گردم با چشمانم كه تنها یادگار كودكی مَنند.... آیا مادرم مرا باز خواهد شناخت ؟
اميررضا
دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد... آنقدر که یادم نرود، به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم . . .
اميررضا
کاش بچگی برگردد... دلم بازی میخواهد ! میایی قایم مو شک؟ من شک کنم که تو هستی و تو در پنهانهایم انقدر پیدا که هر روز گمت کنم ...سک سک.
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل