دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

کنار تو ، زنبق سیرابم. دوست من ، هستی ترس انگیز است.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ترا دیدم ، از تنگنای زمان جستم . ترا دیدم ، شور عدم در من گرفت. و بیندیش ، که سودایی مرگم .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

و مبادا ترس آشفته شود ، که آبشخور جاندار من است. و مبادا غم فرو ریزد، که بلند آسمانه زیبای من است. صدا بزن ، تا هستی بپا خیزد ، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

فرسوده راهم ، چادری کو میان شعله و با ، دور از همهمه خوابستان ؟

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بام را برافکن ، و بتاب ، که خرمن تیرگی اینجاست. بشتاب ، درها را بشکن ، وهم را دو نیمه کن ، که منم هسته این بار سیاه.

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها میترسم ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره میترسم ....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

از مهتابی به کوچه ی تاریک خم می شوم و به جای همه نومیدان می گریم. آه من حرام شده ام!

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

من درد در رگانم حسرت در استخوانم چیزی نظیر آتش در جانم پیچید .....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

نشست آنجا که برجی بود خورده بآسمان پیوند در آن مردی، دو چشمش چون دو کاسه ی زهر به دست اندرش رودی بود، و با رودش سرودی چند خوش آمد گفت درد آلود و با گرمی‌ به چشمش قطره های اشک نیز از درد می‌گفتند ولی زود از لبش جوشید با لبخندها، تزویر تفو بر آن لب و لبخند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

ما چون دو دريچه، رو به روي هم آگاه ز هر بگو مگوي هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آينده عمر آينه‌ي بهشت، اما ... آه بيش از شب و روز تيره و دي كوتاه اكنون دل من شكسته و خسته ست زيرا يكي از دريچه‌ها بسته ست نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد نفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

قاصدك در دل من همه كورند و كرند دست بردار ازين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو. ، فريب

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تو را منتظرند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟ از كجا وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي ، اما ،‌اما گرد بام و در من بي ثمر مي گردي

این ارسال را بازنشر کرده است.