پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود...بهتر ز داغ مهر "نماز" از سر ریا...نام خدا نبردن از ان به که زیر لب ...بهر فریب خلق بگویی"خدا.خدا"...(تقدیم به کسی که خودش خوب میدونه کیه)
تقصیــــــــر هیــــچ کــــس نیــســـت بـــه نام “عشـــــــق” جسمـــــــت را لگــــد مال بوســــــــه های هـــــوس آلـــودشان می کنند و بــــــه نام “ناپاکــــــیٍ تـــــــو” فـــــراموشت می کنند بــــــه نام “نجـــــابـــت” بایـــــد ســـــکوت کنـــــی و بــــــه نام “صبـــــــــر” از درون ویــــــــــران می شوی…
تلفن همراه پیرمردى که توى اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد … پیرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد ، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند … رو به من کرد و گفت ببخشید ، چی نوشته ؟ گفتم نوشته “همه چیزم” ؛ پیرمرد : الو ، سلام عزیزم … یهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زیبا و قدیمى به من گفت : همسرمه … مادر بچه هامه