farnaz.kh
در آینه کسی دارد بغض می کند بیایید بغلش کنید پشتش را بمالید به او بگویید همه چیز درست می شود دلش می خواهد کمی دروغ بشنود آینه را پایین تر نصب کنید گمانم دیگر به زانو در آمده ...
farnaz.kh
چه حسه قشنگيه وقتی از نگاهش ميخونی که از نگاه کردنت واقعا لذت ميبره !!
farnaz.kh
برای خانه ی همسایه ات هم ، چراغ آرزو کن قطعا حوالی خانه ات روشن تر خواهد شد…
farnaz.kh
دیشب با تنهایی ام مچ انداختم ، بد باختم ؛ نامرد خیلی قوی شده بود …
farnaz.kh
تو می آموزی که بابا نان داد، من آموختم که چندی پیش بابا جان داد، تو می آموزی که آن مرد در باران آمد، من همان کودکی هستم که زیر باران ، پشت چراغِ قرمز ها مرد شد، تو آ را با کلاهی می آموزی که زندگی سالهاست بر سرم گذاشت...
farnaz.kh
یاد آن آموزگار ساده پوش یاد /آن گچها که بودش روی دوش// ای معلم یاد و هم نامت بخیر/ یاد درس آب و بابایت بخیر/ای دبستانیترین احساس من/ بازگرد این مشقها را خط بزن
حواسش هست ما مغرور شدیم .
13 سال و 1 ماه و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلمرسی خانوم


13 سال و 1 ماه و 22 ساعت و 39 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 22 ساعت و 38 دقيقه قبل